نگاهی به جریانات دهه بیست در مهاباد، جنوب و غرب کشور (بخش اوّل)
|
سلسله مقالات اختصاصی استاد اردشیر کشاورز نگاهی به جریانات دهه بیست در مهاباد، جنوب و غرب کشور (بخش اوّل) "حمله، تهاجم و تداوم حرکت های ایذایی و ایجاد محدودیت های قوام به جناح راست، به یکباره برنامه های قوام را به هم ریخت، شورش های عشایری ابتدا به رهبری روسای عشایر جنوب و آشوب در ارتش به رهبری محمدرضا شاه شروع شد ..." خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: با رخ داد جنگ دوم جهانی و ورود نیروهای روسیه، انگلیس و آمریکا به داخل کشور ایران، رفتن دیکتاتور و سلطنت محمدرضا شاه اوضاع سیاسی کشور، تحرّکات مطبوعاتی و پیدایش احزاب که از بند رسته بودند، روند روبه رشد و قارچ گونه ای را پدید آورد و حزب توده اوج تحرّکات خود را در سال های 1324 و 1325 طی می کرد. جنبش های آذربایجان و کردستان منتهی به تشکیل حاکمیت های محلی شده بود، در آن وضعیت مجلس چهاردهم شورای ملّی که عمر خود را با تنش های داخلی ناشی از تعدد و اختلاف عقیده و عدم تجانس و سلایق گروه های گوناگون و تحریک های خارجی دولت های اشغالگر خارجی گذرانیده بود، به روزهای پایانی عمر خود نزدیک می شد. اما مجلس پیش از پایان عمر خود در نیمه دوم سال 1324 در جلسه ی نوزدهم مهرماه طرح تحریم انتخابات دوره پانزدهم را تا زمانی که کشور از نیروی دولت های متفق تخلیه نشده است، با توافق نمایندگان تقدیم مجلس کرده و به تصویب رسید بر اساس مصوبه طرح، انتخابات دوره پانزدهم به تعویق افتاد و نخستین فترت در عصر سوم مشروطیت به مدت یکسال و چهارماه و یک روز پیش آمد، بعد از تشکیل حکومت خود مختار آذربایجان توسط سید جعفر جوادزاده (پیشه وری) و تشکیل جمهوری مهاباد توسط قاضی محّمد، چون جنگ دوم به پایان رسیده بود، به موجب در خواست دولت ایران، مبنی بر تخلیه کشور از وجود نیروهای خارجی، دولت آمریکا و دولت انگلیس حداکثر تا اسفندماه 1324 نیروهای خود را از ایران خارج کردند ولیکن نیروهای دولت روسیه، (شوروی) برخلاف مفاد قرارداد سه جانبه کنفرانس تهران، خاک ایران را ترک نکرده تا کار به ارجاع موضوع به شورای امنیت کشیده شد(1). در این بین احمد قوام(قوام السلطنه) با سقوط دولت پیشین در ماه بهمن سال 1324 کابینه خود را به مجلس چهاردهم معرفی کرده، خود جهت انجام مذاکره با سران شوروی به مسکو پرواز کرد و هدف آن بود تا خاتمه عمر مجلس چهاردهم موضوع به دفع الوقت بگذرد و این در حالی بود که کابینه را تشکیل و به مجلس معرفی کرده بود. قوام السلطنه با بازگشت از مسکو و توافق با شوروی در فروردین 1325 موافقت نامه خود را با مسکو در چهار بخش اعلام کرد. به موجب بخشی از موافقت نامه مذکور، شوروی می بایست تا اواخر اردیبهشت 1325 تمامی نیروهای خود را از کشور ایران خارج کند و در مقابل امتیازاتی که روسیه در قبال اقدام مذکور بدست می آورد، این بود که ایران از طریق مسالمت آمیز موضوع دولت محلی آذربایجان را حل و مقدمات تشکیل یک شرکت نفتی متعلق به ایران و شوروی را در مجلس پانزدهم مطرح کند و بدین سان آخرین بقایای نیروهای شوروی در اواسط اردیبهشت ایران را ترک کردند(2). متعاقب اقدام مذکور قوام متمایل به چپ شده، دست دوستی به آن جناح دراز کرد، به ارتش دستور داده شد، دفتر مرکزی حزب توده را تخلیه کند، کادرهای حزبی حزب توده از زندان آزاد و به حکومت نظامی در تهران خاتمه داده شد و جهت نزدیکی به چپ، راست آماج قرار گرفت. دستور دستگیری سیّد ضیاء الدین طباطبایی و طاهری از سیاست مداران هوادار انگلیس، عباس قبادیان کلهر نماینده دوره چهاردهم مجلس شورای ملّی از کرمانشاهان که شخصی منفرد و مستقل بود، همچنین دولت آبادی نماینده سلطنت طلب اصفهان، علی دشتی رهبر حزب عدالت و... صادر گردید، روزنامه های دست راستی تعطیل و به محمدرضا شاه هشدار شدید سیاسی مبنی بر عدم دخالت در سیاست داده شد. اموال احزاب عدالت و اراده ملی، سیدضیاءالدین، مصادره، سرلشگر حسن ارفع از ریاست ستاد ارتش برکنار و دستگیر، حاجیعلی رزم آراء به ریاست ستاد ارتش برگزیده شد و بر همین منوال پیش رفت تا خردادماه سال 1325 با فرقه دموکرات آذربایجان به سازش موقت رسید و گام هایی چند و دیگر در جهت انجام تمایلات و خواسته های شوروی برداشته شد. اما قوام که در آن شرایط همچنان به جناح چپ مساعدت می کرد و جناح راست را دچار انزوا و محدودیت کرده بود، از ایجاد تشکیلاتی برای خود که طیف وسیعی از نمایندگان را در مجلس پانزدهم حول محوریت خود داشته باشد، نسبت به تشکیل سازمانی با عنوان حزب دموکرات یا حزب دموکرات قوام نیز اقدام کرد، کمیته مرکزی این حزب از دو گروه اشرافیت شمالی ضد انگلیس و روشنفکران تندرو و غیر توده ای تشکیل می شد(3) و شعبه ای در شهرستان ها از جمله کرمانشاه دایر کرد که دو تن از پسران شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما آن شعبه حزبی را در کرمانشاه رهبری می کردند(4)، چرا که این خاندان و دیگر زمین داران فارس در گروه اول سازمان حزبی قوام حضور داشتند5(،) قوام در نزدیکی همچنان خود به چپ، دستور تعطیلی روزنامه پرچم اسلام و توقیف آیت الله کاشانی را در تیرماه 1325 صادر و به ارتش دستور داد که پخش سلاح به عناصر ضد توده ای در گیلان و مازندران را موقوف دارد، سران حزب توده را به استانداری اصفهان و شهرداری تهران گمارد و کابینه ائتلافی خود را در فترت مجلس و بدون مشورت محمدرضا شاه تشکیل داد و لذا از یازده وزیر قوام هشت تن آنان کمونیست بودند و یا هوادار کمونیست ها(6). شورش های عشایری: حمله، تهاجم و تداوم حرکت های ایذایی و ایجاد محدودیت های قوام به جناح راست، به یکباره برنامه های قوام را به هم ریخت، شورش های عشایری ابتدا به رهبری روسای عشایر جنوب و آشوب در ارتش به رهبری محمدرضا شاه شروع شد و در نتیجه ی اعمال فشار قدرت های غرب به ویژه انگلستان، حرکت های عشایری به شورش های فراگیر تبدیل شد. آغازگر این شورش ها، ناصرخان صولت قشقایی بود، که گفته شده است به دلیل ترس از قدرت حزب توده، افراد ایل خود را بسیج کرد و اعلام نمود کمونیسم الحاد و آنارشیسم سلطنت ایران و اسلام را تهدید می کند. قشقایی ها که تحرکاتِ عشایری آنان مورد حمایت بختیاری قرار گرفته بود، خواهان امتیازاتی شدند که قوام به آذربایجان داده بود از جمله تشکیل انجمن ایالتی، تعیین مقامات محلّی توسط همان انجمن، اختصاص 66درصد درآمدهای مالیاتی حاصل از دو استان فارس و اصفهان برای خود استان های مذکور، امتداد خط راه آهن تا اصفهان - شیراز و بوشهر، شورشیان عشایری ضمن اتحاد با ایل بزرگ خمسه، بویر احمدی ها، داوودی ها و ممسنی های فارس و تنگستان های حاشیه خلیج فارس، با قتل عام نظامیانِ پادگان های بوشهر و کازرون این دو شهر را به تصرف در آوردند، مضاف بر آن حدود پانزده هزار جنگجوی مسلح نیز در شیراز گِرد آمدند. شورشیان به تشویق اعراب خوزستان و شاهسون های اردبیل، افشارهای اردلان و کردهای کلهر کرمانشاه پرداخته، خواستار امتیازات بیشتری شدند. انحلال کابینه ی ائتلافی قوام را مصراً در خواست کرده و مدعی عدم راهیابی توده ای ها به کابینه های آینده و انحلال سازمان های توده ای در جنوب و اختصاص دو پست وزیر مشاور به عنوان نمایندگان نهضت جنوب شدند(7)، روسای عشایر جنوب با انتشار بیانیه ای تحت عنوان نهضت مقاومت جنوب، پس از انعقاد قرارداد مظفرفیروز پیشه وری و پایان اعتصاب کارگری صنعت نفت با همراهی اعراب خوزستان خواستار خود مختاری شده و سران بختیاری نیز با امضاء معاهده ای مخالفت خود را با سیاست دولت قوام در همکاری با حزب توده اعلام داشتند و بدین سان دولتِ قوام توسط سران عشایر به چالش کشیده شد(8). اندکی بعد از چنان رخ دادهایی در میان خوشنودی دربار و دولت انگلیس نقاط بوشهر، کازرون، آباده و شماری از شهرهای ساحلی به اشغال عشایر در آمد، شیراز در آستانه سقوط قرار گرفت و دولت قوام با بحرانی تازه روبه رو شد9. نا امنی های ایجاد شده در نقاط مختلف کشور از 19 تیر 1325 در سقز، چهارمحال بختیاری، فارس و دیگر نقاط جنوب شروع شده بود، با مقابله ی ارتش و ژاندارمری و دستگیری فرماندار چهارمحال، جهانشاه صمصام بختیاری و برادرش امیر بهمن در آن مناطق فروکش کرد10. چنان شورش هایی را نتیجه کمونیسم ستیزی و دست یابی به شماری از امتیازها، مخالفت مظفر فیروز با انتصاب محمد حسین خان قشقایی به مقام کنسولی، نقش انگلیس در تهیج خان ها به شورش و تبانی نهان قوام با خسروخان قشقایی و دیگر خوانین در سازماندهی شورش دانسته اند و به همین جهت هم بوده است که هواپیماهای ارتشی از بمباران مواضع شورشیان خودداری کردند11. ادامه دارد... پانویس های ارجاعی: 1)نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، نمایندگان مجلس شورای ملّی-زهرا شجیعی-انتشارات سخن-جلدچهارم-چاپ دوم-1383-تهران-صص223 و 224 2)ایران بین دو انقلاب، درآمدی بر جامعه شناسی ایران معاصر-یرواند آبراهامیان-ترجمه احمد گُل محمدی-محمد ابراهیم فتاخی و لیلایی-نشر نی-1380-تهران-ص281. 3)همان-ص285 4)گزارش کریم صلاحی نماینده ثبت احوال کرمانشاهان به معاون نخست وزیری و معاونت وزارت کشور طی شماره 47/م*21/7/1325. 5 و 6) یرواند آبراهامیان-صص285-288 و 289 . 7) پیشین-صص289 و290. 8)در تیررس حادثه(زندگی سیاسی قوام السلطنه) حمید شوکت- نشر اختران-چاپ اوّل-1385-تهران –صص253 و 254 9)همان-صص 254و255. 10)اطلاعات 80سال- جلد اوّل-ایران چاپ-بی تا- تهران-1304 /1357. 11)شوکت-در تیررس حادثه-صص 255 و 256. |
