"وضعیت کنونی وهابیت و سلفیه در جهان اسلام"
گزارش نشست: وضعيت كنوني وهابيت و سلفيه در جهان اسلام
دیپنا: دومین
هم اندیشی و بررسی وضعیت کنونی وهابیت و سلفیه در جهان اسلام به همت "گروه
فرق و ادیان پژوهشکده باقرالعلوم (ع)"، با حضور آیت الله نجم الدین طبسی و
حجت الاسلام دکتر فرمانیان، برگزار شد.
حجت الاسلام محمودی: طرح مسأله در ابتدای این نشست که با حضور طلاب و دانشجویان همراه بود، حجت الاسلام محمودی دبیر علمی جلسه، با اشاره به آیه "لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة"1 پیامبر (ص) را اسوه و راهنما در تمام ابعاد زندگی چون اخلاق، مدیریت، جهاد و ... دانست؛ وی روشنگری و تبیین عقاید و مبارزه با انحرافات را از وظایف مؤمنان، به ویژه علما دانست و آن را از عالی ترین مصادیق جهاد در دنیای امروز خواند. حجت الاسلام محمودی، مضاعف شدن این فعالیت را به دلایلی خاص چون پیروزی انقلاب اسلامی و بی پروا شدن دشمنی مستکبران با اسلام و شیعه، قلمداد کرد و بزرگ ترین تهدید امروز جامعۀ اسلامی را حضور وهابیت، عنوان کرد. وی آشکار شدن ابعاد زوایای انحرافی وهابیت را ضروری دانست و فعالیت این فرقه را علت اصلی مخدوش شدن چهرۀ اسلام خواند. حجت الاسلام فرمانیان: جهان اسلام و اندیشههای سلفی در این نشست، حجت الاسلام فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب، به گرایش های فکری سلفیه در عصر حاضر پرداخت و گفت: «با توجه به تأسیس مکتب سلفیه توسط ابن تیمیه و طرد آن تفکر در جهان اسلام، شاهد گسترش آن در قرن دوازدهم، توسط محمد بن عبدالوهاب با حمایت سیاسی آل سعود هستیم. وی با اشاره به مقاله ای از "مایکل کوک"، اساتید جریان تفکر سلفیه را نام برد که با تربیت شاگردانی، به گسترش تفکر سلفی در قالب وهابیت و غیره منجر شد. دکتر فرمانیان اولین و مؤثرترین شاگرد در مکتب سلفی را "محمد بن عبدالوهاب" خواند که در قرن دوازدهم با تبلیغ آثار و عقاید ابن تیمیه و اقتدار سیاسی آل سعود، پایه گذار مکتب سلفی وهابی شد. دکتر فرمانیان با اشاره به حمایت های گستردۀ انگلیس در پیدایش و امتداد وهابیت، این فرقه را یک فرقۀ درباری و حکومتی دانست. وی معتقد است که با تزلزل حکومت آل سعود، تفکر سلفی وهابی نیز متلاشی خواهد شد و قدرت مانور فکری و تأثیر در اندیشۀ مسلمین را خارج از توان عقاید وهابیت شمرد. وی مشخص ترین افکار و اعمال افراطی این فرقه را شرک و کفر خواندن اعمالی چون توسل و طلب شفاعت و زیارت نمودن دانست که به دلیل آن، قتل مسلمین و به خصوص شیعه را مباح می انگارند. تفکر زیدی سلفی دومین جریانی که در جهان اسلام با تفکر سلفی از دامن اساتید سلفی مدینه خارج شد و همزمان با محمد بن عبدالوهاب است، جریان سلفی زیدی است که توسط "ابن الامیر صنعانی" تأسیس شد. این جریان سلفی با تفکر سلفیه وهابی و زیدی حدیثی، مخالف است. این جریان، اموری همچون توسل و شفاعت را شرک دانست، اما آن را موجب قتل مسلمین نمی شمارد. وی ادامه داد: «ابن الامیر صنعانی با این که وامدار تفکر سلفی است اما با قتل و غارت های وهابیت که توسط محمد بن عبدالوهاب اجرا می شد، به مخالفت پرداخت.» دکتر فرمانیان به افراد دیگری از این جریان اشاره کرد و "محمد علی شوکانی" را از سلفیان تمام عیار برشمرد که مکتب سلفیه در یمن را تأسیس کرد که در پی آن، بسیاری از زیدیه به او پیوستند و زیدیۀ سلفی را پدید آوردند. وی با اشاره به حمایت علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن از تفکر سلفی زیدیه و مخالفت او با زیدیۀ الحوثی، حمایت عربستان از علی عبدالله صالح را حمایت از سلفیان زیدی، تلقی کرد.» سلفی دهلوی یا دیوبندیه وی در ادامه با اشاره به سومین شاگرد اساتید سلفی مدینه، جریان سلفیه دیگری که در جهان اسلام، خسارت های فراوانی را به بار آورده است را بیان نمود. وی "شاه ولی الله دهلوی" را بنیان گذار سومین جریان سلفی در جهان اسلام دانست که با تفکر التقاطی از مذهب حنفی و ماتریدی و صوفی و سلفی، ظاهر شد. "شاه ولی الله" بعد از تعلم در مدینه، چندین گرایش فکری در هند را تبلیغ می کرد که مبانی مختلفی از دیگر مذاهب اسلامی داشت. حدیث گرایی و زنده کردن مفهوم اجتهاد ابن تیمیه، از مؤثرترین مبانی این جریان است. وی بیان داشت: «ویژگی اجتهاد ابن تیمیه، این بود که به آثار و فتاوای دیگران، حتی چهار مذهب اصلی اهل سنت، توجه نداشت و فهم خود را از کتاب و سنت، بر تمام فتاوای دیگران ترجیح می داد و این جریان، امروزه فقه اهل سنت را در حال عبور از مذاهب اربعه حنفی، حنبلی، مالکی، شافعی قرار داده است و به احتمال قوی در آینده، شاهد رخداد این پدیده در جامعۀ اهل سنت هستیم.» رئیس دانشکده فرق و ادیان گفت: «سلفیه التقاطی دهلوی باعث گسترش مدارس مختلف و زیادی - که تا 26 هزار مدرسه نیز گفته شده است - شد. این مدارس که از آن ها با عنوان مدارس دیوبندی یاد می شود، در هند گسترش یافت و امروزه این جریان به وهابیت نزدیک شده و سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان و مناطقی از بندر عباس را تحت پوشش قرار داده است.» سلفیه اخوان المسلمین وی همچنین گفت: «در مصر، گرایش معتدل تقریبی وجود دارد که از جمله بزرگان ایشان "رشید رضا"، "حسن البنا"، و "یوسف قرضاوی" هستند که از رهبران اخوان المسلمین محسوب می شوند. این جریان در تفکرات اعتقادی، سلفی و وهابی است ولی به شدت تقریبی بوده و شیعه را کافر و واجب القتل نمی دانند. امروزه تفکر اخوان المسلمین معتدل که رهبری آن را یوسف قرضاوی به عهده دارد، در مصر پرچمدار اعتراض ها و انقلاب علیه حسنی مبارک و رژیم اوست.» تشکیل القاعده و طالبان وی ادامه داد: «سید قطب که از جریان سلفی اخوان المسلمین است، به لحاظ اعتقادی، وارد مباحثی چون شفاعت و توسل و زیارت نشد ولی از نظر تفکر سیاسی یکی از بزرگ ترین اشتباهات را انجام داد؛ به طوری که اخوان المسلمین تند رو و القاعده و طالبان، از نظریۀ او الهام گرفتند. سید قطب گفته است، جهان امروز جهان جاهلیت است و هر کس به آن راضی باشد، کافر است و باید از آن هجرت کرد. به همین دلیل، سازمان "التکفیر و الهجره" تشکیل شد که اخوان المسلمین افراطی و تندرو امروزی را بنیان نهادند. برادر سید قطب به عربستان رفت و در آن جا وهابیت انقلابی تکفیری را بنیان نهاد که "بن لادن" رئیس القاعده، از این مجموعه بود و همین افراد بودند که با همکاری دیوبندی های پاکستان، طالبان را تأسیس کردند.» سلفیان و جهان اسلام رئیس دانشکده مذاهب اسلامی گفت: «به این ترتیب، طالبان، تفکری است که از سه بعد وهابیت، دیوبندی و القاعده تشکیل شده و از این سه جهت، به تکفیر شیعه پرداخته و موجب ناامنی در جوامع شیعی شده است. خلاصۀ بحث این است که جهان اسلام، دارای پنج تفکر سلفی است که در آینده، جهان اسلام را در بر خواهند گرفت که عبارتند از:
تلاش در برابر سلفیان دکتر فرمانیان با اشاره به ضرورت تلاش برای مقابله با جریان سلفی گری، این وظایف را در شش بند خلاصه نمود: 1. تشکیل مراکز مختلف وهابیت شناسی و سلفی شناسی برای تربیت متخصصان در این زمینه؛ 2. برجسته کردن اختلافات سلفیان با یکدیگر و اختلافات درون این جریان ها؛ 3. تبیین مسائل اعتقادی مانند شفاعت و مستدل کردن انحراف تفکر تکفیری و تقویت تفکر سلفی اعتدالی؛ 4. تقویت ارتباط با سلفی تقریبی ضد تکفیری؛ 5. تبیین تشیع و ضدیت زدایی از شیعه؛ 6. آموزش مدیران فرهنگی و دستگاه ها در زمینۀ وهابیت و سلفی گری. آیت الله نجم الدین طبسی: اصلی ترین مشکل ابن تیمیه در ادامۀ این نشست، آیت الله نجم الدین طبسی با اشاره به فعالیت های عجولانه و افراطی وهابیت و سلفیه علیه شیعه، این حرکات را بی حاصل و ناشی از انحطاط و زوال این تفکر دانست و آن را نشانۀ ضعف آنان در برابر تفکر شیعی، قلمداد کرد. ایشان با اشاره به کتاب "هل فرحت بالشیعه" که توسط وهابیت نوشته شده، به مقدمۀ آن کتاب پرداخت که در آن نویسندۀ وهابی از مواضع حمایتی مسلمانان از ایران و حزب الله لبنان و افتخار مسلمانان به ایران و بزرگان شیعه، ابراز تأسف و خطر کرده است و در ادامه، تحول اهل سنت به شیعۀ اثنی عشریه را پیش بینی نموده است. طرد ابن تیمیه از سوی اهل سنت ایشان با ذکر مواردی از جمله سفر برای زیارت پیامبر (ص) و بوسیدن قبر یا ضریح و توسل و طلب شفاعت ... که توسط ابن تیمیه، حرام شمرده شده است، به بیان دفاع عالمان اهل سنت از زیارت و بوسیدن ضریح و گریه و توسل و طلب شفاعت و انتقاد از ابن تیمیه پرداخت. ایشان انتقاد اهل سنت به ابن تیمیه را تا در حد طرد او دانست و گفت: «حتی شاگرد ابن تیمیه، شمس الدین ذهبی، به مخالفت با نظریات او برخاست.» آیت الله طبسی با استناد به مدارک مختلفی از اهل سنت، جایگاه ابن تیمیه را در بین عالمان اهل سنت مانند ابن بطوطه، عبدالکافی سبکی، ابن حجر هیثمی، حصنی دمشقی، ذهبی، ابن حجر عسقلانی، و ... بی مقدار و طرد شده شمرد؛ چرا که برخی از ایشان، ابن تیمیه را دارای مشکل عقلی دانسته اند و برخی او را به خاطر عقایدش، از مسلمین خارج دانسته اند. عده ای او را زندیق و کافر، و عدۀ دیگری او را دشمن امیرالمؤمنین علی (ع) و فاطمه (س) و اهل بیت (ع) معرفی نمودند؛ و بالاخره برخی در معرفی او گفته اند که او کسی است که خداوند او را ذلیل نمود.» مشکل اعتقادی ابن تیمیه آیت الله طبسی در ادامه به افکار و عقاید ابن تیمیه پرداخت و مشکل اصلی ابن تیمیه را مشکل اعتقادی عنوان کرد و به مواردی از عقاید باطل او در مورد خداوند و فاطمه (س) امیرالمؤمنین علی (ع) و مسألۀ خلافت پرداخت و این نظریات را نظرات خارج از اسلام، توصیف کرد؛ زیرا ابن تیمیه در توحید معتقد به تشبیه و تجسیم است و نسبت به اهل بیت (ع) اظهار بغض نموده و اتهاماتی را به معصومین (ع) وارد نموده است. ابن تیمیه در تشبیه خداوند، به روایات دروغ گویان، تمسک جسته که گفته اند: وقتی خداوند خواست خودش را خلق کند، اسب هایی آفرید و این اسب ها را به حرکت در آورد و خودش را از عرق این اسب ها آفرید!! ابن تیمیه، این تناقض را توحید می داند و حتی فرق بین خالق و مخلوق را نمی شناسد. همچنین ابن تیمیه در توحید، خداوند را به جوانی با موی فر معرفی می کند؛ که این ها تماماً از مشکل اعتقادی او، حکایت دارد.» ابن تیمیه و مسألۀ خلافت ایشان در ادامه به نظرات ابن تیمیه دربارۀ خلافت پرداخت و آن را یکی دیگر از عقاید باطل او خواند. ابن تیمیه گفته "هیچ کس با خلافت ابوبکر، مخالفت نکرد و هیچ کس علی را بر ابوبکر سزاوارتر نمی دانست؛ چرا که هر کس این چنین فکری داشته باشد، در او ریشۀ جاهلیت بوده، چون عرب در جاهلیت، خاندان رئیس را برای ریاست مقدم می کردند. آیت الله طبسی با اشاره به این اعتقاد و تحلیل باطل ابن تیمیه، وی را جاهل به تاریخ و حدیث معرفی می کند و ناصبی بودن وی را دلیل این مطالب می داند. ایشان انکار بزرگان صحابه و خود امیرالمؤمنین (ع) و حضرت فاطمه (س) را از مسلمات تاریخ و حدیث شمرد که ابن تیمیه به خاطر دفاع از خلافت ابوبکر، از تمام آن ها چشم پوشی کرده است. ایشان نظریات ابن تیمیه و وهابیت را مخالف با قرآن و سنت و تاریخ و حتی مبانی اهل سنت دانست و با انتقاد از کسانی که همیشه حالت دفاعی می گیرند، گفت: «ما در مباحث علمی، باید سؤال کنیم و ما باید نظرات و عقاید وهابیت را زیر سؤال ببریم و به بوتۀ نقد و انتقاد بکشیم.» آیت الله طبسی عقاید و افکار و اعمال وهابیت و سلفیان را در امتداد عقاید خوارج و امویان و دشمنان اهل بیت، توصیف کرد. وی در ادامه، با توجه به عقاید ابن تیمیه، این عقاید را ملاکی برای تعیین سلفی و اعتدالی، عنوان نمود و گفت: «هر کسی که در برابر عقاید ابن تیمیه، موضع گیری منتقدانه دارد، اعتدالی است و نمی توان تفکر اهل سنت اعتدالی را با گرایش ایشان به تفکرات وهابیت، جمع کرد.» سید حسین میرنورالهی |