ارتباطات جنگ روانی در صلح خاموش و افکار عمومی

مقدمه:
ارتباطات از
واژه لاتین communisبرآمده که به معنای مشترک(عموم) است. درواقع فرستنده
پیام درپی آن است که ادراک مشترکی ازیک پیام برای هرگیرنده پیامی بد ست
آورد. بنابراین هدف ارتباطات، دستیابی به اقدام هماهنگ بین پیام دهنده
وگیرنده پیام می باشد. این بدین معناست که مفهومی که ازدرون فردی برخاسته
است به میان دیگران راه یافته وتوسط دیگران برداشت می شود. یعنی درواقع
ارتباطات، برخی ازمفاهیم وتفکرات ومعانی ویا به عبارت بهترپیام ها را به
دیگران تفهیم می کند. براین اساس ارتباطات را انتقال مفاهیم ویا انتقال
نشانه ها ونیزانتقال ویا تبادل پیامها می دانند.
[ فرهنگی / 1373 / ص6].
منظورازایجاد
ارتباطات را می توان درانجام اقدامهای هماهنگ، مشارکت دراطلاعات وبیان
احساسات وعواطف بیان نمود. ارتباطات ازعناصراولیه مدیریت است. مدیران باید
درسطوح مختلف با اشخاص، خواه زیردست، خواه بالا دست ویاهمترازخود ارتباط
برقرار کنند. ارتباط مدیریت با کسانی که برای اوکارمی کنند، ممکن است
مهمترین ارتباط باشد. به طورکلی می توان چنین گفت که ارتباطات دربسیاری
ازفعالیت های سازمان وجود دارد و مهمتر اینکه ارتباط، فرایندی است که
فعالیت های فردی وگروهی ومراوده ها برای افزایش اثربخشی ازطریق آن هماهنگ
می شود.
برخی ازتعاریف ارتباطات را می توان به شرح زیر برشمرد:
تعاریف:
1. ارتباطات بیانگر فراگرد ایجاد معنی است.[Dean, Banlund/1962]
در این میان دو نکته نهفته است :الف- ایجاد ب- معنی
2. ارتباطات فراگرد تفهیم وتفاهم وتسهیم معناست. [Nelson & Pearson/ 1983/ 5]
دراین تعریف سه نکته نهفته است : الف- ارتباطات یک فراگرد است.ب- ارتباطات تفهیم معناست.
ج- ارتباطات تسهیم معناست.
3. ارتباطات به گونه ای وسیع وگسترده تسهیم تجارب[Sharing experiences] تعریف شده است.
[ فرهنگی/1373]
فرایند ارتباطات:
ارتباطات
به عنوان یک فرایند، شامل اطلاعاتی است که ازطریق علائم ونشانه ها ارسال
ویا دریافت می شود. این اطلاعات شامل کلمات، حرکات غیرکلامی، نگرشها وحالات
می باشد. به عبارت ساده چنین گفته
می شود که ارتباطات دربردارنده این
است که" کی چه می گوید، به چه طریقی می گوید، برای چه کسی وبا چه درجه ای
ازتأثیر می فرستد ".[H. Lisswell/ 1948- p. 37- 51]
مدل ساده شده ای
ازفرایند ارتباطات درشکل آمده است.به هرحال بایدگفته شودکه افراداطلاعات
ارسالی ودریافتی واطلاعات رک وبی پرده(صریح) کمی را تبادل میکنند. این به
دلیل آن پرده ادراکی ما می باشد.
ارتباطات بین شخصی(افراد) متضمن فرایندی است که حداقل با چهارفاکتورتبیین می شود:
الف-
احساس درمورد خود.ب- احساس درمورد دیگری.ج- احساسات درمورد محتوای آن چیزی
که باید مورد بحث قرارگیرد.د- احساسات درمورد موضوعی که مورد توجه قرارمی
گیرد. این چهارعامل نیزبه عنوان پرده های ادراکی به شکل زیرمی تواند ترسیم
گردد:
پرده های ادراکی نه تنها تحت تأثیرمتغیرهای موقعیتی وآنی است،
بلکه همچنین تحت تاثیرفرهنگ فردی، سیستم شخصی( ادراک ازخویشتن، عوامل
شخصیتی، حالات، قدرومنزلت) وساخت(بافت) سازمانی نیزمی باشد. به عنوان مثال
مدیری که نسبت به خوداحساس عدم امنیت می کند ویا نسبت به دریافت کننده پیام
نگرش منفی دارد، پیامی کاملا ً متمایزازآن مدیری که اعتماد به نفس داشته
ونسبت به گیرنده پیام اعتماد دارد، می فرستد. همانطورکه درشکل اول مشخص
است، فرستنده درابتدا پیام را( درواقع یعنی تصویرهای ذهنی خود را به زبان
وشکل های خاص درمی آورد) به رمزدرمی آورد. درواقع نحوهُ اینکه، پیام فرموله
می شود، متأثرازاحساسات فرستنده است، یعنی تحت تأثیرپرده های ادراکی
فرستنده است. پیام نیزبه دریافت کننده مورد نظرازطریق زبان ونشانه ها منتقل
میشود. گیرنده پیام نیزبه آن پیام ازپنجرهُ پرده های ادراکی خویش می نگرد
وازهمان پرده ها درجهت فرموله کردن و به رمزدرآوردن پاسخ خود استفاده می
کند. مدیران وکارکنان می تواننداثربخشی وهدفمندی خود را باانعکاس هوشیارانه
پرده های ادراکی خود وبا بهره گیری ازفرایندی که درمدل اول آمده است،
پیامهای دریافتی وارسالی خود را بهبود بخشند. اعضای سازمانی چهارعامل زیرین
را می توانند به عنوان چک لیست عملی مورداستفاده قراردهند:
1.
چهارچوب ذهنی من چیست؟2. دربارهُ X(گیرنده یا فرستنده) اطلاعات چگونه فکرمی
کنم(چه احساسی دارم)؟ تعصب ها وموضعگیری های من نسبت به او چیست؟3. من
دربارهُ محتوای خاص پیام چه فکرمی کنم(چه احساسی دارم)؟ تعصب ها وموضعگیری
های من دراین مورد چیست؟4. در بارهُ موضوع پیام چه فکر می کنم؟یادآوری می
نماید که انتخاب رسانه ای که ازطریق آن پیام ها را دریافت یا ارسال می کنیم
برمیزان اثربخشی ارتباطات تأثیرمی گذارد.
رسانه های ارتباطی ومیزان غنای آنها:
رسانه
ها درصورتیکه دارای اثربخشی(ارسال پیام درست) وکارایی(حفظ هزینه های
انتقال) مورد نظرباشند، مهم می باشند. این رسانه ها اززیادترین(بالاترین)
بعد غنای اطلاعات (به عنوان مثال ظرفیت اطلاعات داده، که برخی ازاطلاعات
ازبرخی دیگراطلاعات درک عمیق بیشتری ایجاد می کند) وکمترین ظرفیت (تبادلات
چهره به چهره) تا پائین ترین سطح ازغنای اطلاعات وزیادترین ظرفیت داده(مثل
گزارش رسمی رمزدار) روی یک طیف قرارمیگیرند. انتخاب رسانه مناسب درحد زیادی
برادراک گیرنده وپذیرش پیام تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ازآنجا که پیام
ها معانی پیچیده وتحریک آمیز را به همراه معانی مبهم و ناپیدا(ناآشکار) با
خود دارند، بنابراین رسانه متناسب بخش اساسی ارتباطات است. مثلاََََ ارسال
یک فاکس(نمابر) ویا پست الکترونیکی [E-mail] وسیلهُ مناسبی جهت اطلاع فرد
ازمرگ یکی ازاعضاء خانواده اش نیست. هدف اساسی ارتباطات این است که اولاً
پیام مشخص(مورد نظر) توسط گیرنده پیام درک ومورد قبول واقع شود وسپس
اقدام(عمل) لازم همانطور که انتظارش می رودانجام پذیرد. همینطوربایستی
اختلالات(noise)[ یعنی آن چیزی که دردرک وپذیرش پیام دخالت می کند] شناسایی
واثرآن کاهش یابد. سؤالات مشخصی وجود دارد که مدیران وکارکنان قبل ازارسال
پیام به داخل ویا بیرون سازمان می توانندازخود بپرسند، آنها به قرارزیرمی
باشند: 1. ماهیت اطلاعات چیست؟ پیامی که بایستی ارسال شود چیست؟2.
مناسبترین رسانه برای ارسال این پیام چیست؟3. اگر پیام ازطریق رسانه
غیرمناسبی ارسال شود، چه نتایجی به بار می آورد؟انتخاب رسانه ای
مناسب(صحیح) اولین گام درایجاد ارتباطات مؤثربین فردی، بین گروهی وبین
سازمانی است.
موانع ارتباطات مؤثربین شخصی:
موانع ارتباطات بین
فردی ریشه درپردهُ (ساختار) ادراکی فرستنده وگیرنده پیام (اطلاعات) دارد.
منظورازاطلاعات، بدنه زبان ونشا نه ها ونیز کلمات و واژه هاست. یکی
ازراههای معمول شناخت ودرک موانع برسرراه ارسال ودریافت مؤثر پیام، مجموعهُ
علائم مشخصه ای است که روی پیوستارشکل زیرتحت عنوان جنگ یا پرواز Fight-
or- Flight آمده است.
به نظرمی رسد که آدمی ازبدو تولد می داند که
چگونه پروازی مؤثرداشته باشد ویا ازموقعیت هایی که تهدید کننده مکان، زمان،
نیازها و ارزشهای اوست، بگریزد. رفتارهای تهاجمی(نزاع و جدال)
وتدافعی(احساس) به صورت طبیعی بروزمی کند ومنبع غالب موانع بعدی ارتباطات
بین فردی است. این رفتارها درواژه هایی سایشی(تراشنده- Abrasive) یا
انصرافی - Escapist، شکل های غیرکلامی ودراعمال نمود پیدا می کنند. هم
رفتارهای ارتباطی تهاجمی وهم تدافعی(فروتنی) برپایهُ فقدان احترام برای خود
ودیگران استواراست. به علاوه اینکه نتیجهُ رفتارهای تهاجمی یا تدافعی
وارتباطات اینگونه، غالباًغیر کارآمد وتخریبی است.
موانع ارتباطات مؤثر:
هرمانعی
برسرراه ارسال ودریافت مؤثریک پیام مشخص به عنوان یک مانع عمل می نماید.
درحالیکه موانع بسیارعظیمی برسرراه ارتباطات مؤثروجود دارد، ما دوازده مانع
اصلی را که درروابط بین شخصی اختلال وارد میکنند درجدول زیرمرور می کنیم.
این دوازده مانع به مثابه چک لیستی مهم برای تشخیص ارتباطات خود ودیگران
درسازمان عمل می نماید.هر گاه فردی تحت استرس وفشارکاری، یا حالت یورش یا
حالت ناراحتی ذهنی قرارمی گیرد، احتمال اینکه یک یا چند مورد ازاین موارد
ظاهرشود، وجود دارد.
این دوازده مانع تحت عناوین :1. قضاوت 1-
Judging2. ارسال(ارائه) راه حل Sending solutions 3. دوری ازعلا ئق ومنافع
دیگران 3-Avoiding other's concerns تجلی پیدا می کنند.
قضاوت کردن شامل:1. انتقادکردن 1- Criticizing2. افراد را به نام صدا کردن 2- Name- Calling
3. تشخیص 3- Diagnosing4. ارزیابی تمجیدی 4- Praising Evalutively
ارائه راه حل:
5. دستوردادن 5- Ordering 6. تهدید کردن 6- Threatening7. موعظه کردن 7- Moralizing
8. افراطی/ پرسیدن نامناسب 8- Excessive/ Inappropriate9. پند دادن 9- Advising
دوری ازعلا ئق ومنافع دیگران:10
. مشغول کننده/ سرگرم کننده 10- Diverting11. مذاکره منطقی 11- Logical Argument
12.
اطمیتان مجدد دادن 12- Reassuring قضاوت کردن می تواند به عنوان یک مانع
ارتباطی مؤثرمحسوب شود، وقتیکه منظور(هدف) به قضاوت نشستن است. به عنوان
مثال وقتیکه یک مدیرمی گوید : من نمی توانم شما را باور کنم، قضاوتی رخ می
دهد. انتقاد غیرساختاری وافراد را به نام صدا کردن نیزاشکالی ازقضاوت کردن
است.ارائه راه حلها، درزمانی که راه حلی درخواست نشده یکی دیگرازموانع
ارتباطات بین فردی است. به عنوان مثال دستوردادن به فرد برای انجام کاری،
یا تهدید آنها به انجام کار، روشهای مشخصی ازارائه راه حلهاست. موعظه کردن
نیزروشی ازارائه راه حل تحت عنوان مساعدت کردن و کمک رساندن می باشد.
اجتناب ازمنافع(علائق) افراد(دیگران)، نیزمی تواندارتباطات بین فردی را سد
نماید. اجتناب شامل سرگرم شدن درمصاحبه با نظریه های غیرضروری، استفاده
ازمذاکرات منطقی واین حقایق که ازعلائق انگیزشی افراد فرارکرده ویا آنها را
نادیده بگیرد.
پنجره جوهاری:
پنجره جوهاری شکل صفحه بعد نشان می
دهد که چگونه نقاط کورمی تواند به عدم اعتماد وگشودگی تبدیل شود. درحالت
ایده آل چنین فرض می شود که دویا چند نفرطبق شکل درسلول1 جایی که فرد A و
Bهردواشتراک دارند، این منطقه برای هردونفرروشن است. دراین منطقه هیچ گونه
اطلاعات پنهان ومخفی وجود ندارد. درتئوری گفته می شود که گشودگی موجب
اعتماد می شود، که آن نیزموجب ایجاد روابط کاری بیشتری می شود ونتیجه اش
افزایش تولید(بهره وری) خواهد بود.
درمقابل سلول1 سلول4 قراردارد که نه
A و نه B هیچ چگونه اشتراک اطلاعاتی درمورد مشکلات، فرصتها و
نیزیکدیگرندارند وزمینه ها مستعد درگیری وجدال وتعارض می باشد. باید
یادآوری کرد که قابلیت اشتراک اطلاعاتی وجود دارداما نه در شرایط
کنونی(درحال حاضر).
سلول 2 نشاندهنده منطقه کور A می باشد، جایی که B
ازاطلاعات برخورداراست اما A برخوردارنیست، درواقع دراین حالتA غیر مطلع
است. برای تصحیح این وضعیت پیشنهاد می شود کهB اطلاعات خود را دراختیارA
قراردهد(اشتراک اطلاعاتی پیدا کنند) تا میزان گشودگی، اعتماد وبهره وری
افزایش یابد. البته سلول 3 نیزمنطقه کور B است که بدین معناست که A آگاهی
بیشتری نسبت به B درمورد یک موضوعی دارد. بازهم حرکت(تغییر) وضعیت به سلول 1
موجب افزایش اعتماد وگشودگی می شود.
وضعیت (انواع) شبکه های ارتباطی:
مدیران
وگروههای کاری بایستی بدانند که چگونه افراد را سازماندهی کنند تاارتباطات
مؤثری درواحدهای کاری، گروهی وتیمی داشته باشند. پاسخ به این سؤال که
چگونه افراد را به بهترین روش سازماندهی کنیم، تا اطلاعات را با یکدیگر
تبادل نمایند(تبادل اطلاعات داشته باشند) وموجب انجام کارها وحل مشکلات
شوند، بستگی به مقدارمتغییرها، ماهیت کار، منابع موجود، تجربه مورد نیاز
وچیزهایی ازاین قبیل دارد. جدول زیرپنج وضعیت شبکه ارتباطی را جهت
سازماندهی وتسهیل ارتباطات به صورت مقایسه ای نشان می دهد.بهرحال، یک یا
دوتا ازاین وضعیت ها برای تبادل اطلاعات مورد نیازدرهرگروه کفایت می کند.
این وضعیت ها به گروهها کمک می کند تا گلوگاهها(تنگناها)، موانع وفرصتها را
جهت تسهیل درارتباطات مورد شناسایی قراردهند.
ارتباطات الکترونیکی:
سوای
اینکه چه شکلی ازمدیریت، نظم وترتیب سازمانی ویا چه گروه کاری برای انجام
کارانتخاب می شود، به نظرمیرسدکه شبکه الکترونیکی یک حقیقت تکاملی درغالب
سازمانها می باشد.ارتباطات الکترونیکی شامل صرفه جویی دروقت وسرمایه،
دسترسی آسان و سریع وازبین بردن فرایند فیلترهای بوروکراتیک می
شود.ارتباطات الکترونیکی درسازمانها موجب قطع روشهای قدیمی و کهنه انجام
تجارت شده است. برای رهبران وپیروان این نکته حائزاهمیت است که روی اهداف
ارتباطات توجه وتمرکز نمایند؛ یعنی براقدامات هماهنگ شده ای که به اهداف
ومأموریتهای سازمانی نائل شود، توجه نمایند. رهنمودهای ذیل برای کسانی که
یا تازه وارد و یا ازقبل درشرکتهای الکترونیکی امروزی مشارکت داشته اند،
ارائه می شود :
1. با شبکه دعوا(جدال) نداشته باشید : شبکه های
اطلاعاتی اینجا هستند. اجتناب یا فرارازاستفاده سرعت های افزایش یافته
درتبادلات اطلاعات موجب عکس العملها وتأخیرات بیش ازحد می شود.
2.
جووفضای اعتماد را ایجاد کنید. شبکه ها اطلاعات را دردسترس قرارمی دهند
وموجب اشتراک درمنابع درکلیه وظایف وکارکردها می شوند. اعتماد عامل کلیدی
برای انجام تجارت درداخل شرکت می شود.
3. افراد را اداره کنید، نه
کار را، با داشتن شبکه های اطلاعاتی،هم اقرایی کمتری درمحتوای کارمورد
نیازاست وبیشترتوجهات بایستی به کلیت انجام کار ومشاغل داده شود.
4. جسمانیت را فشاردهید. Press the Flesh افراد نیازبه تعاملات زیاد- نه چهره به چهره- درمحیط های ارتباطی الکترونیکی دارند.
5.
تیمهایی ایجاد وازآنها پشتیبانی کنید. تیمها بیشترکارحقیقی درون مؤسسه را
انجام می دهند، بنابراین تیمها بایستی درکارهایشان آموزش داده شوند، تشویق
شوند ومورد حمایت قرارگیرند.
6. بالاخره " کارهایی را انجام دهید،
که رهبران انجام می دهند ". کاردرشرکتهای الکترونیکی همچنین برنیاز به
رهبری درتمام سطوح تأکید دارد.
شیوه های ارتباطی بین فرهنگی:
ارتباطات
بین فرهنگی زمانی پدید می آید که فردی ازیک فرهنگ خاص برای فردی با فرهنگ
دیگر، پیامی ارسال می نماید .عدم ارتباطات بین فرهنگی زمانی پیش می آید که
فردی که ازفرهنگ دوم می باشد، منظورپیام ارسال کننده پیام را دریافت
نکند.هرچقدر تفاوتهای بین فرهنگهای ارسال کننده پیام وگیرنده پیام
بیشترباشد، احتمال عدم ارتباطات بین فرهنگی بیشترمی شود.
برای ایجاد
ارتباط مؤثر با وجود تمایزات فرهنگی، افراد و گروهها بایستی درابتداء ادراک
لازم ازفرهنگ خویش داشته باشند وسپس از مفروضات اساسی وتمایزات فرهنگ
دیگری شناخت داشته باشند.
پاسخگویی به سؤالات زیرین می تواند شما را درایحاد ارتباطات مؤثرتردرمحیط های چند فرهنگی، یاری رساند.
1. چه چیزهایی بایستی من درباره آداب ورسوم تجاری(بازرگانی) واجتماعی کشور X بدانم؟
2. چه مهارتهایی من نیازدارم تا بتوانم به عنوان یک مذاکره کننده درکشور Y مؤثرباشم؟
3. چه نوع تبعیضات(غرض ورزی ها) وکلیشه نگریهایی بایستی من درباره مردم کشور Z داشته باشم؟
4. چگونه این موارد برتعاملات من اثرمی گذارند؟[E.Hall/ Beyond culture/1976]
اینکه
فرهنگها چه چیزی دارند، ادواردهال آن را یک " زبان صامت" [Silent
language] می نامد. این زبان شامل : زبان زمان، فضا(فاصله)، اشیاء و
قراردادهاست. زبان زمان به حال، گذشته وآینده مربوط است. فرهنگهای گذشته،
سیاستها، تغییرات ونوآوریها را برحسب میزان تطبیق آنها با آداب ورسوم
وسنتها ارزیابی میکنند. چین وخاورمیانه مثالهایی ازفرهنگهای گذشته
مدارند..فرهنگ آمریکایی آینده محور است. البته تمام افرادی که دراین
فرهنگها زندگی می کنند دارای زمان- محوری(مداری) مشابه نیستند. یادآوری می
شود که دراینجا ما درباره بافت(Context) فرهنگ صحبت می کنیم. به نظرهال،
بافت فرهنگی سازمان فکر وذهن را هدایت می کند وآن نیزتأثیری عمیق روی طریقه
هایی که افراد به اشیاء می نگرند، رفتارسیاسی می کنند، تصمیم گیری می
نمایند، تمایلات خود را شکل می دهند و نحوه فکر کردنشان، می گذارد. مردمی
که دارای دیدگاههای زمانی گذشته مدارند، نیازمند دانشی از باورهای تاریخی و
ارزشها و اینکه چگونه احترام متناسب را برای این باورها وارزشها قائل
باشند، هستند.
معنا ومفهوم واستفاده ازفضا(فاصله) موضوع همجواری
"Proxemis " است. همجواری که مطابق طبیعت وتأخیرجداسازی (تفکیک) ویژه ای که
افراد به صورت طبیعی نگه می دارند، است. بخشی ترکیبی ازارتباطات غیرکلامی
است. ارزش فرهنگها ورفتار(تلقی های) عمومی وخصوصی نسبت به فضا متفاوت است.
همانطورکه قبلا نیز گفته شد، آمریکای لاتین وخاورمیانه درتقسیم بندی فضاهای
عمومی هرچه کوچکتربودن فضا را روا وجایزمیداند؛ وهردوبا آشناها وغریبه ها
فاصله نزدیک را رعایت می کنند، درحالیکه آمریکایی ها که به فاصله خصوصی
ارزش می دهند، فاصله های بزرگتر(بیشتر) را درجداسازی ها رعایت
می
کنند.گاهی زبان خاموش اشیاء نیزمی توانند فریاد بزنند. سمبلهای شغلی مثل
کارتهای بازرگانی، نحوه لباس پوشیدن فرد، ساعت او وکفشهایش، بسیارمهم است
ومی تواند علامت اعتبارفرد درانجام تجارت درکشورهایی مثل ژاپن، چین و
دیگرکشورهای آسیایی باشد. درحالیکه درایالت متحده آمریکا، اگرچه اشیاء
ازدرجه اهمیت بالایی برخورداراست، اما غیررسمی بودن معمولا ً شکل عمومی
وغالب است.
زبان خاموش قراردادها (Contracts) نیزدرارتباطات تجاری
مهم میباشد. درکشورآمریکا قراردادهای مکتوب آخرین توافقات بوده که دارای
اعتبار طولانی مدت است. برعکس آنجا، به عنوان مثال درچین یک قرارداد ممکن
است درشروع مذاکرات وخیلی راحت نوشته شود ولی انتظارمی رود این قرارداد
تغییر یابد واصلاح شود. درک(شناخت) یا آگاهی ارزشهای فرهنگی مستتردرکشوری
وبافت های ناگفته " اولین گام " درانجام تجارت درسطح جهانی درمحیطهای چند
فرهنگی است.
ارتباطات فرهنگی دربافت های فرهنگی قوی - ضعیف:
ادواردهال
همچنین بین فرهنگهای با بافت قوی وضعیف تمایزقائل است. بافت یا زمینه
دراینجا به معنای این است که چگونه ارتباطات و مذاکرات براساس بافت
هرفرهنگی متمایزمی باشد. فرهنگهای با بافت قوی [High- Cotext] شامل فرهنگ
کشورهای چین، ژاپن، کره، ویتنام، کشورهای عربی، یونان واسپانیا می باشد.
فرهنگ های با بافت ضعیف شامل کشورهایی ازقبیل : آلمان، سوئد، اسکاندیناوی،
کشورهای آمریکای شمالی، انگلیس وایتالیا می باشد. شکل صفحه بعد
نشانگرتفاوتهای بین فرهنگ ها با بافت قوی وضعیف می باشد. به عنوان مثال :
فرهنگهای با بافت قوی قبل ازانجام تجارت ایجاد اعتماد می کند، فرهنگهای با
بافت قوی برای روابط شخصی وحسن تفاهم قبل ازتجارت وبازرگانی ارزش قائل است،
فرهنگهای با بافت قوی اساس قراردادها را براعتماد می گذارد، نه برویژه
گیها وخصوصیات وقراردادهای مکتوب قانونی. درمذاکرات خیلی آرام وتشریفاتی
حرکت می کنند ونه سریع وتند. خیلی ساده است که شاهد باشیم که چگونه این
تمایزات موجب ایجاد تضاد وتعارض می گردد وچگونه درک آنها واحترام به آنها
موجب تسهیل هماهنگی می گردد.
فرهنگ وفاصله زمان درارتباطات:
باید
به این نکته توجه کرد که فرهنگ به صورت غیرمستقیم به ما می آموزد که چگونه
با دیگران به روشهای مختلف ارتباط برقرار کنیم. فرهنگ به ما می گوید که
ازآواها وصدای خویش، ازحرکات وجنبش خود وحتی ازطریق لباس پوشیدن خود پیام
یا پیامهایی را به دیگران منتقل وبا آنان ارتباط برقرارکنیم. هرفرهنگ به
اعضای خود میآموزد که دنیا را چگونه وازچه زاویه ای ببیند ورفتارهای خود را
چگونه شکل دهد. درچهارچوب فرهنگ به تدریج تصورات ماازدنیای پیرامونمان شکل
می گیرد. نشانه ها ازاین تصورات منبعث شده والگوی ارتباطی ما را پدید می
آورند. نشانه های ما درمورد فاصله وزمان نیزبه شدت تحت تأثیرفرهنگ بوده
ونمی توانند ازنفوذ فرهنگ بدورباشند.اگرشما وارد یک مکان عمومی شوید که
درآنجا فقط یک مشتری می باشد، احتمال اینکه شما درست کناراوبنشینید،
بسیارکم است، معمولا ًًً شماجایی راانتخاب می کنید که بااو فاصله نسبی
داشته باشد، این فاصله را فرهنگ تعیین میکند. دریک جا فاصله کمترودرجای
دیگر زیادترمی شود. ادواردهال فرهنگ شناس آمریکایی که پژوهشهای زیادی
دررفتارهای بین فرهنگها داشته است، براین باوراست که هرچند آمریکاییان به
فاصله بیشترداشتن با دیگران علاقمندند، ولی عرب ها با نزدیکی بیشتری به این
مقوله می نگرند.
با توجه به پژوهشهای انجام شده اطلاعات نسبتا وسیعی
نسبت به وقت، رنگ، فاصله ونکات بسیاری ازفرهنگهای گوناگون دردست است که
ازنظرارتباطات بین فرهنگی ودرسطح جهانی حائزاهمیت است.
هال به مطالعات
مربوط به فضا وفاصله اصطلاح همجواری را داده وآن را فاصله بین دویا چند
نفردرارتباطات اجتماعی برمی شمارد.روابط انسانها براساس فاصله به چهاردسته
تقسیم می شود:
1. صمیمانه یا دوستانه(Intimate distance ): فاصله
صمیمانه یا دوستانه ازفرهنگی که آقای هال مورد بررسی قرارداده است چیزی
حدود 18 اینچ یا کمتراست، یعنی چیزی کمتراز50 سانتی متر. این فاصله درمرحله
دورآن 6 تا 18 اینچ یعنی بین 15 تا 50 سانتی مترومعمولاًدرمورد مسائل
خصوصی شکل می گیرد وارتباط با جدایی که بیشتر به نجوا شباهت دارد، ادامه می
یابد.
2. فاصله شخصی(Personal distance): ادواردهال درمورد مقایسه
فاصله شخصی، آنرا حدود 45 سانتی مترتا یک مترو20 سانتی متربین فرد ودیگری
برمی شمارد. هرانسان یا موجود زنده ای برای خود قلمرویی قائل است که به آن
فاصله شخصی می گویند، اوبه سختی اجازه عبوردیگران دراین فاصله را می دهد.
موضوعاتی که دراین ارتباط مطرح می شود کاملا ً شخصی است. مرحله بسیارنزدیک
آن بین 45 سانتی متر تا 75 سانتی مترومرحله بسیاردورآن بین 75 تا 120 سانتی
متر است.
3. فاصله اجتماعی(Social distance):فاصله اجتماعی بین
120 تا 360 سانتی متراست وآن را به عنوان فاصله روانشناختی مطرح کرده اند.
فاصله نزدیک آن 120 تا 210 سانتی متر(مناسب برای گفتگوهای مربوط به کسب
وکاردرنشستهای اجتماعی) وفاصله دوربین 210 تا 360 سانتی مترمناسب برای
نشستهای بازرگانی وکسب وکاردردفاتراداری است.
4. فاصله عمومی
(Public distance):این فاصله بیشترین فاصله ای است که انسانها درروابط بین
خود ازآن استفاده می کنند واندازه آن از6/3 متربیشتراست. این فاصله کاملا ُ
به فرهنگ وعوامل حاکم برآن بستگی دارد وازفرهنگی به فرهنگ دیگرتغییرمی
کند. درفرهنگهای غربی این فاصله به روشنی بیشترازمشرق زمین خصوصاً
خاورمیانه است.
جدول زیرخلاصه ای ازاینکه چگونه محتوای پیام وعوامل
آوایی( Vocal) آن با توجه به فاصله میان طرفین ارتباطات دگرگون می شود
وازحالتی به حالت دیگرتغییرمی کندرا شاهد هستیم.
فضای شخصی(Personal space):
2.
گفته می شودانسانها درارتباط با یکدیگرفضایی را به عنوان قلمروخود متصورند
که اگر آنان را ازآن محروم کنند، به عکس العملهایی دست می زنند. ازدید
آقای رابرت سامر (Robert sommer) فضا یا قلمروی شخصی عبارت است ازمنطقه
مرزبندی شده مرئی( (invisibel boundaries) که اندام یک شخص درآن قرارمی
گیرد ودیگران نمی توانند بدان دسترسی یابند. سامردربه کارگیری اصطلاح "
فضای شخصی" خود بسیاردقیق است وبین آن با مفهوم(قلمروادواردهال) تمایزقایل
است. مهمترین وجوه افتراق آن این است که " فضای شخصی" قابل انتقال است
وازجایی به جای دیگربا شخص مورد نظرحرکت می کند درحالی که قلمرو به طورنسبی
ثابت است.دوم اینکه حیوان یا انسان معمولأ (قلمرو) خود را مرزبندی کرده
وبه گونه ای ملموس ومحسوس آن را به دیگران تفهیم می کند، به عبارت دیگر خود
را درقالب " قلمرو" مرزبندی شده ای قرار می دهد که کاملأ برای دیگران
محسوس است. درمقابل مرزبندی " فضای شخصی" نامحسوس وناملموس است وبه گونه ای
نامریی برروابط بین افراد حاکم می شود.
سوم آنکه " فضای شخصی" برای
هرکس پیکراو را درمرکزخود دارد. درحالیکه قلمروچنین نیست. یعنی چه پیکرشخص
درمیان باشد یا نباشد، قلمروبه قوت خود باقی است.[فرهنگی/ 1373، ص 282 به
نقل از منبع 16، 17]
زمان وارتباطات درفرهنگ جامعه وسازمان:
زمان
درفرایند ارتباطی نیزمؤثراست. هرگاه درموضوع زمان درارتباط با خود ودیگران
صحبت کردیم به زمان وارتباطات درعلم ارتباطات پرداخته ایم. مفهوم این نکته
که چه چیز" دیراست" و یا " زود است" ازفرهنگی به فرهنگ دیگرمتفاوت است
ودرهمه جا یکسان عمل نمی کند. افرادی که درجامعه صنعتی زندگی می کنند
ازنظرزمان درمضیقه به سرمی برند. آنان دائما ً به وقت وزمان می اندیشند
ومدام به ساعت های خود نگاه می کنند. درحالی که مردمان فرهنگهای سنتی(یا
غیر صنعتی) کمترزمان مورد توجه شان قرارمی گیرد وساعت برای آنها چندان
مصرفی ندارد.برای یک آمریکایی پنج سال، ممکن است زمان درازی باشد، درحالیکه
برای یک آسیایی زمان درازممکن است بیش ازصد سال باشد.
ژرژ گورویچ،
جامعه شناس فرانسوی درمورد زمان وتأثیرآن برروابط اجتماعی عقیده دارد که
هرکشوری مفهوم خاص خود را اززمان دارد. اومی نویسد، ما باید درنظرداشته
باشیم که مفهوم زمان درفرانسه با نروژکاملا ً متفاوت است وهمین طوراین
تفاوت با برزیل قابل مشاهده است. با درنظرداشتن مفهوم زمان درفرهنگهای
متفاوت روابط سیاسی، اقتصادی واجتماعی ما با دیگران وشهروندان کشورهای
دیگرتوسعه می یابد وبه سوی اثربخشی گرایش پیدا می کند. حتی درفرهنگ خود ما
درروابط با دیگران توجه به زمان بسیاراثربخش است ومی تواند به روابط ما
اعتباربیشتری بدهد. بنابراین ما باید زمان را همواره درروابط خود با دیگران
به عنوان عامل مهم ارتباطی درنظر بگیریم.
منابع و مآخذ:
فارسی:
1- فرهنگی، علی اکبر، 1373. ارتباطات انسانی (مبانی). موسسه تهران تایمز. جلد اول.
2-
لایل سوسمان/ سام دیب.1376. تجربه ارتباطات در روابط انسانی، ترجمه حبیب
ا.. دعایی. دانشگاه فردوسی مشهد.3- میرزایی اهرنجانی، حسن. 1376. درس
تئوریهای مدیریت2- (دوره دکترای مدیریت). دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.4-
مورهد/ گریفین. 1374. رفتارسازمانی. ترجمه مهدی الوانی، معمارزاده،
مروارید.
: لاتین
1- Mintzberg, Henry. Cycles of organization chnge. S. M. J. vol 13.1992
2- Miller, Katherine. Organizational communication. Wadsworth. 1994
3- Smith. G. Alfred. Communication & culture. Winston. 1966
دکتر فریدون وردی نژاد
جهان امروز، جهانی است که به تکثر ارزشها دچار شده است،
جهانی چند پاره و جهانی با شیوه های متعدد زندگی، که تعریف واحدی از ارزش
وجود ندارد. جهانی که به قول "سارتر" ارزشها مقدم بر ما نیستند و متاخر بر
ما هستند. بدین معنا که رفتار ما وقتی ارزشی می شود که با یک ارزش منطقی
منطبق باشد و نه رفتارما هنگامی ارزشی می شود که خودمان راوی ومقلد آن
باشیم، به زبان دیگر،ارزش هامحصول رفتار ما هستند و نه مقدم بر رفتار و
شخصیت ما.
ما درجهانی قرار داریم که تعریف واحد از ارزشها و تعریف واحد
از خوبی و تعریف مورد اتفاق از بدی وجود خارجی ندارد و ارزش ها دچار نوعی
تحول و چند پارگی شده است. نتیجه این چند پارگی نوعی از تفاهم و نسبیت است و
در واقع ما در جزیره هایی زندگی می کنیم که با زنجیره داده ها به هم وصل
شدهاند. ما در جهانی زندگی میکنیم که منش های متعدد زندگی وجود دارد.نتیجه
فلسفی و نظری وجود این منش های گوناگون این است که جهان، جهانی است با
ارزشهای نسبی و با تعاریف محلی و ملی. یعنی اگر شما در جهانی زندگی کردید
که هر کسی برای خودش یک نظام نامه ارزشی داشت و به آن معتقد و پایبند بود،
پس در جهانی زندگی می کنید که ارزش های متفاوت وجود دارد.
این ارزش ها
نهادینه شده و مردم هر منطقه ای بر اساس این ارزشها زندگی می کنند. بنا بر
این یک ارزش واحد یا معیار سراسری، یا منش واحدی که هویت ذاتی همه انسان ها
را تعریف کند و مورد اتفاق هم باشد وجود ندارد.جهان امروز، جهان چند پاره
گی ارزشهااست. در دنیای جزیره های ارزشی بومی و محلی، معیار واحد اخلاقی
وجود ندارد. در این جهان نو، شبکه ای ظاهری برای انسان ها حق انتخاب قائل
می شود و مکاتب گوناگون، ارزش های متفاوت را تبلیغ و ارائه می کنند . ویژگی
دیگر جهان نو که نتیجه آن بحران هویت است، رشد بسیار گسترده ی رسانه های
جمعی و بروز و ظهور یک اصطلاح مهم به نام "تکنولوژی اطلاعات " است. جهان
امروز قدرت را بر اساس تکنو لوژی اطلاعات تولید می کند، امروز تولید ثروت
بر اساس قدرت نرم ، دیپلماسی ورسانه وفناوری اطلاعات تولید می شود.
تفاوت
های طبیعی، منشاء كاركردها و كنش های انسانی متفاوت در برابر حوادث می
شوند و متقابلا واكنش های متفاوتی را در افراد دیگر بر می انگیزند. با
مشاهده همین تفاوت ها در واكنش ها است كه مفهوم غیرت و هویت فردی یا جمعی
شكل می گیرد. به طوری كه می توان گفت اگر افراد در ارتباط و مواجهه با
یكدیگر قرار نمی گرفتند و اگر كنش های انسانی افراد و واكنش دیگران نسبت به
حضورونوع عمل افراد و گروه ها متفاوت نمی بود تفاوت ها محسوس نمی شدند و
از سوی افراد درك نمی گردیدند هویت نیزشكل نمی گرفت. بنابراین كنش اجتماعی
را باید نقطه عزیمت و محور فرآیندی دانست كه به تشكیل هویت می انجامد. به
عبارت بهتر تفاوت كنش های انسانی است كه موجب بروز تفاوت ها و هویت ها می
شود. افراد از جنسیت های مختلف یا متعلق به اقوام و نژادها و فرهنگ های
گوناگون و یا دارای مهارت های متفاوت ، در مواجهه و ارتباط با یكدیگر و یا
در جریان انجام كنش های مختلف اجتماعی از طریق نوع زبان و گویشی كه به كار
می گیرند و سلوك و آداب و اخلاقیات و ارزش های جمعی كه بروز می دهند، نوع و
فعالیت و كار مولد و یا نحوه رویارویی با وقایع مهم حیاتی نظیر تولد،
بلوغ، ازدواج و رابطه جنسی، تولید مثل، كهنسالی و مرگ، به تفاوت های طبیعی و
یا اكتسابی اولیه میان خود پی می برند و بدین وسیله هر فرد در مقایسه با
دیگری احراز هویت می نمایند.
«هویت ها» بعد از آن كه پدید آمدند،
ارتباط آنها بدلیل عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اقتصادی ، با كنش
های به وجود آورنده اولیه شان قطع می شود و از متغیر تابع به متغیر مستقل
تغییر وضع می دهند. تا آنجا كه كنش های اجتماعی افراد و گروه ها، تابع نوع
هویت آنها می شود. این در حالی است كه تفاوت ها و هویت های مبتنی بر آنها
زیر تاثیر نحوه توزیع انواع قدرت، نظام ارزش های مسلط و سنت های حاكم،
بارهای ارزشی و حقوقی ویژه ای پیدا كرده اند كه در اصل وجود نداشتند. آنگاه
همین بار ارزشی و حقوقی تحمیل شده بر هویت ها است كه منشاء تفاوت ها
نابرابری های كاذب و كنش های انسانی متفاوت و بیشتر متضاد و سرانجام و بروز
درگیری و كشمكش میان هویت های گوناگون می گردد و در نتیجه سازگاری و
همكاری مسالمت آمیز و خلاق میان آنها دشوار و یا ناممكن می شود. دلیل این
اتفاق آن است كه در آغاز هویت تابعی است از كنش های انسانی افراد و گروه ها
در عرصه كار و تعامل های اجتماعی و فرهنگی، اما با گذشت زمان رابطه مزبور
معكوس می شود و كنش انسانی افراد از هویت فردی و گروهی شان تبعیت می كند.
نوع
همكاری و مناسبات میان افراد و گروه ها به میزان اشتراك و تفاوت در هدف
ها، روش ها و نظام ارزش هایی كه در عرصه عمل جمعی، درون خانواده، جامعه
مدنی، عرصه عمومی و یا جامعه سیاسی دنبال می نمایند بستگی دارد . آنهایی كه
هدف ها و روش های واحد و مشابهی دارند، در یكی از دو مولفه اصلی شكل دهنده
به هویت شریك اند و در یك صف جای می گیرند. مولفه دوم تشكیل دهنده هویت،
سنت فكری فلسفی اخلاقی دینی است كه هدف ها و روش ها و ارزش های ناظر بر كنش
انسانی جمع را تغذیه می كند و مشروعیت می بخشد. كنش های اجتماعی هدف مند و
معطوف به خیر عموم، متضمن حل تضادهایی است كه از یك سو میان منافع كوتاه
مدت و شخصی و مصالح جمعی و از سوی دیگر عدم توازن میان دشواری و پرهزینه
بودن غلبه بر موانع و علایق محافظه كارانه شخص پدید می آیند. انجام این مهم
مستلزم پایبندی و عمل به ارزش هایی است كه كوشش و صرف هزینه و تحمل سختی
در راه هدف را توجیه كند و انگیزه های فعالیت جمعی و علاقه به سرنوشت
دیگران و بردباری و پایداری، فداكاری و وفاداری به ارزش های اخلاقی، امانت
داری، عدالت خواهی و همدردی انسانی را در افراد تقویت كند. اینكه چرا باید
ارزش های اخلاقی پایه كنش های انسانی در عرصه عمومی و در پیگیری سیاست های
رهایی بخش، متكی بر یك سنت فكری فلسفی یا دینی باشد و به وسیله آن توجیه
عقلی و هستی شناختی شود، نكته ای است كه در تجربه به اثبات رسیده است. لذا
اگر پایبندی و عمل به ارزش های مزبور پشتوانه ای در نظام هستی شناختی و
عقلانیت جمع نداشته باشند، تضمینی وجود ندارد كه به هنگام رویارویی با
ارزشهای سازش ناپذیر و شرایط دشوار و پرهزینه و با بروز تعارض میان منافع
شخصی فوری و منافع جمعی تعهد به آنها توسط فرد یا جمع ادامه یابد. این معنی
به هنگام بحث مدیریت در عرصه عمومی اهمیت بیشتری پیدا می كند. آنجا كه
انواعی از گروه بندی های صنفی حضور دارند و با یكدیگر به تعامل و همكاری یا
تقابل و نزاع می پردازند. در این عرصه، شاهد شكل گیری پی درپی سازمان ها و
تشكل های صنفی و مدنی و ائتلاف های بزرگتر و سپس گسست و فروپاشی یا بروز
تحول در مناسبات میان آنها هستیم.
یك مسئله بحث انگیز و دشوار در
مناسبات میان گروه های مختلف، دستیابی به ملاك های عقلانی پایه همبستگی و
تعامل و همكاری یا برعكس، رقابت، تقابل و یا ستیز در سپهر همگانی است. در
رویكرد به این مسئله دو نقطه عزیمت متفاوت قابل بررسی اند: اول عزیمت از
پایه «هویت» گروهی است كه در حال حاضر بیشتر رواج دارد. انواع تشكل ها و
سازمان ها با هویت های معینی در عرصه تعامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حاضر
می شوند و بیشتر اوقات از طریق «هویت»ها، یكدیگر را شناسایی و نسبت خود با
«دیگران» را تعیین و تعریف می كنند. «هویت» تعیین كننده مرز میان منافع
است. این در حالی است كه «هویت»ها معمولا به صورت معجونی از عناصر فكری و
فرهنگی، حساسیت های سیاسی، علایق اقتصادی اجتماعی و نهادها و سمبل های
اساطیری و در تركیب با عناصری از سنت و اندیشه های مدرن و پیش داوری ها و
برداشت های ذهنی از یكدیگرعمل می کنند.
با گذشت زمان بر پیچیدگی و
تفصیل یافتگی هویت های گروهی و قومی افزوده می شود و نه تنها ارزشها كه
بسیاری امور جزئی را نیز شامل می شود، وضعیتی كه هم آشنایی و فهم روشن و
متقابل آنها را دشوار می كند و هم امكان رسیدن به همدلی و توافق و همكاری و
همبستگی میان آنها را به شدت ضعیف می سازد. بالاتر از آن وقتی هویت نقطه
عزیمت افراد در رویكرد مدیریتی باشد، چون تصمیم گیری و تعیین هدف و خط مشی
بدون میانجی گری هویت فكری و تاریخی انجام نمی گیرد مباحثات و چالش های
پایان ناپذیری بر سر تفسیر و تاویل عناصر متشكله هویت و هسته های سخت آن در
می گیرد . در چنین وضعیتی عمده نیروی افراد و گروه ها صرف این نوع كشمكش
ها و مجادلات كلامی و ذهنی می شود و چون در این زمینه ملاك عینی و تجربی یا
اصول بدیهی و مسلم اولیه برای داوری و صدور حكم قطعی وجود ندارد، اختلاف
به صورت مزمن درآمده، مانع ایجاد هر نوع همبستگی پایدار و اثر بخش می شود.
اضافه بر آن كه هر نوع همبستگی و ائتلافی كه بر این پایه شكل می گیرد، به
این خاطر كه اجماع بر سر یك تفسیر واحد از مبانی هویت ناممكن است، شكننده
بوده در برخورد با چالش های فكری و سیاسی و عملی و بروز اختلاف نظر میان
افراد و گروه ها، دچار انشقاق و انشعاب های مكرر می شوند. دوم عزیمت از كنش
اجتماعی هدفمند رهایی بخش در عرصه عمومی افراد و گروه های اجتماعی فعال در
عرصه عمومی است که در توضیح و معرفی هدف های خود دشواری چندانی ندارند. به
شرطی كه از بیان مفاهیم كلی و چند پهلو اجتناب کنند وبه معرفی تغییرات
عینی و ساختاری و هدف های ملموس و مشخصی كه قرار است دنبال شده و تحقق
یابند، بپردازند. این نوع هدف ها لازم نیست بسیار جزیی باشند. هدف های
فراگیر هم اگر به صورت عینی و آزمون پذیر بیان شوند، پایه محكمی برای بررسی
و نقد عقلانی تجربی و گفت وگو برای رسیدن به اجماع به شمار می روند.
امروزه
ما در جامعه شبکه ای زندگی می کنیم،در جامعه شبکه ای دیگر وقت این را
نداریم که معطل شویم، تا بخواهیم تحول و تغییر قبلی را بفهمیم و تحلیل
کنیم،رخداد بعدی حادث شده واین روند همچنان ادامه دارد. در جامعه شبکه ای ،
ما در جایی به سر میبریم که فرهنگ ساخته می شود و معیارها در آن طراحی و
تولید میشوند. در این جامعه، تکنولوژی اطلاعات عامل ساخت فرهنگ و معیار و
اخلاق است و بنیان های آن،"قدرت،ثروت وتجربه " است.
این یک واقعیت است
که ویژه گی جهان نو سلطه رسانه ها براجتماع است. تکنولوژی اطلاعات قدرت،
ثروت و تجربه را به عنوان معنا و هویت تولید می کند . امروزه دیگر این منش
های سنتی و فرهنگی نیستند که هویت یک فرد را می سازند،بلکه انسان ها خیلی
ساده، تحت تاثیر جریانات روز قرار می گیرند و "با هر موجی به این سو آن سو "
متمایل میشوند .
در جامعه شبکه ای، این رسانه ها هستند که منش ها، کنش
ها و حتی واکنش ها را میسازند و هویتهای نوین راخلق می کنند و رقم می
زنند. نتیجه و اوج حضوردر این وضعیت فکری و فرهنگی، سطحی شدن افکار عمومی
است. درعصر نوین، به قول "مک لوهان " جهان رسانه ای عقل را مبدل به چشم می
کند وتلویزیون امتداد دیدن انسان ها و نه امتداد اندیشه آنها می شود. در
این شرایط ، من وجودی هر فرد به سختی قادراست خود را از نظم موجود جدا سازد
، به عبارت دیگرمن وجودی هرکس با اینکه به خاطر هویت یابی تلاش می کند،
ولی برای او میسر نیست که جدای ازنظم حاکم، خویشتن خویش را بشناسد. زیرا که
من وجودی و در ریخت های نوین اجتماعی ودر نظم موجود، ساخته وپرداخته شده
وخود و دیگرمن ها را نیز مبتنی برهمین پایه مورد شناسایی و داوری قرار می
دهد. پس، ساخت "من" ساختی است که برمن سلطه افکنده است. درحالی که
تمایلات،انگیزهها، احساسات ونیزقوای برانگیزاننده ما پیش ازهنجارشدن،
ربطی به ساختارمندی جامعه ندارد بلکه ازآن "خود من" بوده است. اما
ساختاراجتماعی موجود که درموجودیت ما دخل وتصرف قطعی دارد ریخت اجتماعی را
به ما القا وجاری گردانده ومن ها را بگونه ای می سازد که خود می خواهد. بر
این اساس در جوامع امروزی به جهت عدم آگاهی مناسب و کافی افراد از وضعیت
سیال اجتماع خودوعدم استقلال و کمبود خود باوری و همچنین افزایش شدت
وابستگی به دیگران، افزایش سطح توقع و انتظارات نامعقول از اطرافیان و در
نهایت عدم پرورش نیروهای بالقوه برای ارائه توانایی زیاد دیده می شود . به
همین دلیل است که از بعد مدیریتی نقش نخبگان، خبرگان، رهبران وپیشتازان در
جامعه دانش محورهر روز جدی تر از گذشته می شود و هویت جمعی و عقلانیت
ارتباطی سرنوشت سازمان ها وجوامع را رقم می زند.
استراتژي رقابتي خبرگزاري جمهوري اسلامي ( IRNA ) براي حضوردرشبكه مجازي گردش خبر جهاني(Virtual Network)
چكيده:
در
اين مقاله با بررسي چالشهاي خبرگزاري جمهوري إسلامي در عصر تكنولوژي
اطلاعات و وضعيت رقابت در بازار خبر جهاني و الزامات سازماني براي حضور در
اين رقابت، نقاط قوت و ضعف خبرگزاري جمهوري إسلامي براي ورود به اين عرصه
بررسي مي شود. سپس با توجه به چشم انداز مطلوب ايرنا در آينده، با تجزيه و
تحليل تهديدها و فرصتهاي محيطي در رابطه با نقاط قوت و ضعف ايرنا، مدل
مفهومي استراتژي رقابتي ايرنا براي تعيين جهت استراتژيك سازمان و حضور در
شبكه مجازي گردش خبر جهاني : ( Virtual Network ) تدوين شده است .
مقدمه
به
نظر ميرسد بشر امروز نيازمند ديدگاهي دورانديش در جهت بهره وري بهتر از
سرزمين مشترك و ايجاد صلحي پايدار و زندگي مشترك و مسالمتآميز است . در
اين ميان هر تمدن و فرهنگي ميكوشد تا با تكيه بر ديدگاه خود، ضمن تاييد
ماهيت جهاني، آرمانهاي مقدس و باارزش خود را پي بگيرد. ارزشها، هنجارها و
اصول هر ملتي با «حقوق برابر» و با اتكاء بر «عدالت جمعي» ميتواند
جنبههاي نژادي، ديني و قومي هر جامعه را تضمين نمايد و همكاريهاي
صلحجويانه، جايگزين ستيزهجوييهاي برتريطلبانه شود.
تحقق عدالت
اجتماعي و اقتصادي در جهان پررقابت امروزي، در گرو تدابير، فرايندها و خط
مشيهاي ملي كشورها و صاحب سهم شدن هر يك در «موقعيتهاي بهره وري» است.
پديدار
شدن مردمسالاري پرشتاب در جامعه جهاني و ظهور «قدرتهاي مردمي» تا اندازه
زيادي به گسترش دانش و چرخش اطلاعات در ميان ملل گوناگون بستگي دارد.
گستردگي
رسانههاي جمعي، از جمله جهاني شدن « شبكه اطلاعرساني » و دسترسي
بيسابقه مردمان جهان به اطلاعات و مشاركت در توزيع اطلاعات، زمينههاي رشد
حقوق بشر و حمايت از فرصتهاي ملتها را گوشزد مينمايد. در اين شرايط،
بشر دچار تغيير الگوي فكري شده و همراه با تفاهم فزايندهاي كه در سطح
جهاني بوجود آمده است، در يك كره خاكي با منابع و ذخاير محدود به رقابت
مشغول است.
اين تفكر نو كه حاصل «مجاورت جهاني» و «خودآگاهي
سيارهاي» است، خطر جنگ جهاني، ظهور سلاحهاي جديد و تحميل ظلم و ستم و
گسترش انحطاط اخلاقي را منتفي نكرده است.
بنابراين دسترسي به هر توافق و
سازشي در سطح جهاني، مستلزم تعيين جايگاه و نقش كشورهاست، تا قادر شوند از
حقوق اساسي خود حمايت كرده و از حاشيهنشيني خلاصي يابند.
در جهان
امروز، دستيابي به اطلاعات، نيازمند تقويت «زيرساختهاي ملي اطلاعاتي» است
تا اتصال به «شبكههاي اطلاعات جهاني» مقدور شود. لذا حق دانستن و مشاركت
در تصميمگيري براي جوامع، متاثر از ميزان حضور آنان در «جريان فرامرزي
دادهها» و چگونگي «مبادله الكترونيكي دادهها» است.
پويايي
فزاينده، ارتباطات گسترده و تجارت روزافزون، به همراه تحولات تكنولوژيكي،
فرصتهاي جديد را فراروي كشورها قرار داده است تا با مشاركت در اين تجربه
جديد، از دستاوردها و يافتههاي ديگران بهرهمند شوند. شرط اصلي و اساسي
بهرهوري از اطلاعات در گردش و مشاركت در ارتباطات تقويت شده و توزيع
متوازن اطلاعات، تقويت رسانههاي ارتباط جمعي و امكان رقابت شرافتمندانه در
جمعآوري و «توزيع اطلاعات مسئولانه» است. بر اين اساس، حضور جدي در «شبكه
مجازي گردش اطلاعات جهاني» امري اجتناب ناپذير و قطعي است . در صورت
پذيرش اين امر مهم، بايد در چارچوب تئوريهاي موجود مديريت و با استفاده از
تلاشهاي نظريه پردازان اطلاعات و ارتباطات، شكل و مدل مناسب «حضور موثر» و
« رقابت مفيد » را تعيين نمود.
در اين تحقيق، بناي محقق بر آن است تا
با بررسي جامع رويكردها و مدلهاي آزمون شده در زمينههاي رقابتي و
استراتژيهاي گوناگون، ضمن تعيين و بررسي پيشفرضهاي آنها، نقاط قوت و ضعف
هر يك را بررسي كرده و نهايتاً به مدلي مفهومي براي رقابت در شبكه مجازي
جهاني دست يابد.
اين مدل از طريق مطالعات ميداني و با استفاده از
نقطهنظرات صاحبنظران، كارشناسان و مديران ارتباطي و اطلاعاتي مورد بررسي
قرار گرفته و نتايج آن ارائه خواهد شد.
مساله اصلي تحقيق :
در
دنياي تازه يي كه رخ نموده است، بسياري از سازمانها، از جمله شبكههاي
خبري و رسانهاي با توجه به واقعيتها و محيطهاي پرتلاطم پيراموني، در
عرصههاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي دچار تحول جدي شدهاند. بسياري
از سنتها و فرهنگهاي حاكم جابهجا شده و مديران سازمانها در معرض شتاب و
رخدادهاي نامعلوم و گستردهتر قرار گرفتهاند. سرعت فزاينده تحولات جهاني
هر روزه مديران، از جمله مديران رسانهها را با شرايط و محدوديتهاي جديدي
روبهرو ميسازد. در چنين شرايطي سازمانها از اشكال قديمي و سنتي و حقيقي
به حالتهاي خودكار و نيمه حقيقي و سپس شبكههاي خانگي، الكترونيكي و
غيرحقيقي تبديل شدهاند و بسياري از كارها در يك شبكه مجازي و غير حقيقي
صورت ميگيرند.
بنابراين، در اين واقعيت نو پديد آمده، ديگر هيچ مزيت
رقابتي بلندمدتي براي هيچ كشور، صنعت يا شركتي وجود نخواهد داشت
(دراكر،1999) و سرمايه و فنآوري نميتواند ناموزونيهاي رقابتي را جبران
كند !
براي رسيدن به رقابتي موثر، بايد به دنبال «مزيتهاي تطبيقي»
رفت و با دانشپذيريهاي نو و يافتن مدلها و شيوههاي جديد، وضعيت برتر
رقابتي خود را در عرصه جهاني تداوم بخشيد.
بديهي است در جهاني كه دانش
به طور مداوم دگرگون ميشود، انعطاف سازمانها، جابجاييهاي سريع و يافتن
راهكارهاي نو، ميتواند سرنوشت سازمانها را روشن نمايد.
در عرصه خبري و
اطلاعرساني، رقابت بسيار متراكم و پيچيده است، زيرا «نيازهاي اطلاعاتي»
به سرعت در حال دگرگون شدن است و نظام اطلاعرساني قادر به تامين اين
نيازها نيست.
هر راهبرد موثر، به گونهاي فزاينده به رخدادها و شرايط
بيروني و محيط سازمانها وابسته شده و در كشاكش تغييرهاي جهاني، رقابت
اطلاعاتي، نيازمند يافتن مدلها و روشهاي دقيق گردآوري و تحليل اطلاعات مورد
نياز است.
معناي سازمان درعهد معاصر دستخوش تغيير شده و همه براي
رقابت بهتر در جست وجوي تصميم صحيح، الگوي مناسب و سازمان شايسته و پويا
هستند. شايد ديگر، سازمان برتر و شايسته نتوان يافت و بايد الگوها را در
رقابت فشرده، بدست تيمهاي امروزي سپرد. در اين ميان خبرگزاري جمهوري
اسلامي (IRNA) براي ورود به شبكه مبادلات جهاني اطلاعات و سيستم گردش خبر
بينالمللي با چالشهاي گوناگوني مواجه است. ايرنا، براي آنكه در اين رقابت،
حضور اثرگذار داشته باشد، بايد در چارچوب اهداف كلان نظام به صورتي روشن،
مناسب و قاطع تعريف شود و مشخص نمايد كه در قالب استراتژيهاي فعلي با اهداف
و منابع موجود يا قابل دسترس، توسعه يافته است يا خير؟به زبان ديگر بايد
روشن شود، آيا ايرنا قادر به بهره گيري از فرصتها براي رقابت هست يا خير؟
ارزيابي اجمالي از واقعيت امروز ايرنا نشان ميدهد كه بدلايل گوناگون، اين
سازمان، قادر به حضور و رقابت در اين ميدان مهم نبوده است.
ايرنا براي
رقابت و حضور مؤثر در شبكه جهاني بايد الگو و مدل مناسب استراتژي رقابتي
خود را تعيين و اجرا نمايد. مسأله اصلي اين تحقيق ، تدوين الگوي رقابتي
ايرنا براي حضور و رقابت در شبكه مجازي جهاني گردش خبر است.
ضرورت انجام تحقيق :
امروزه
همه سازمانهاي رسانهاي و خبري در كشاكش رقابت و چالشهاي اطلاعاتي، درگير
هستند و جهان اطلاعات به سوي مجازي شدن ارتباطات پيش ميرود. سازمانهاي
خبري، در عرصه حرفه يي درگير دو مقوله «سازگاري» و «همراهسازي» افكار
عمومي هستند. رقابت جدي است و طراحان خبري از يك سو، با خواستهها و
نيازهاي مخاطب مواجه هستند و از ديگر سو بايد مصلحتها، ضرورتها و دستكاري
محيط را مدنظر قرار دهند. بنابراين پيدا كردن الگوي مناسب براي رقابت، كه
مدير استراتژيك يك رسانه را قادر سازد تا اين دو مقوله متضاد را با هم جمع
نمايد، مهم است. از آنجاييكه در رقابت متراكم، هيچ يك از مقولههاي سازگاري
و همراهسازي مطلق نيست، براي تعيين سياست و مديريت رسانهاي بايد الگوي
مناسبي براي استراتژي رقابتي (اسنو و مايلز) انتخاب كرد و مدير استراتژيك
در عرصه رقابت، برآيند دو نيروي سازگاري و همراهسازي را مدنظر قرار دهد
(مينتزبرگ و ايگورآنسف). در اين چالش رقابتي بزرگ، اگر ايرنا حضور تعريف
شدهاي نداشته باشد، حاشيهنشين شده و از ميان خواهد رفت.
بنابراين،
براي ايجاد موقعيت مناسب، گرفتن سهمي درخور از «بازار جهاني اطلاعات» و
رقابت بر سر بهرهبرداري از منابع جهاني گردش اطلاعات، ضروري است قواعد اين
رقابت و جايابي را فرا بگيريم و در عمل از آن استفاده كنيم . (Porter ,
1985)
اهداف اساسي از انجام تحقيق :
هدف اصلي تحقيق، طراحي و
تبيين مدل و الگوي مناسب براي خبرگزاري جمهوري اسلامي (IRNA) ، به منظور
دستيابي به موقعيت رقابتي در شبكه مجازي گردش خبر جهاني است.
علاوه بر اين هدف اصلي، اهداف فرعي هم ميتواند شامل موارد زير باشد :
1-
تعيين رابطه ميان ساختار ايرنا و موقعيت رقابتي اين سازمان در شبكه مجازي
جهاني،2- مشخص ساختن نوع استراتژي مناسب براي سازمان در شرايط رقابتي در
شبكه مجازي جهاني،3- تعيين و فراهمآوري سطح فنآوري و تكنولوژي اطلاعاتي
متناسب براي رقابت در اين شبكه مجازي،
4- آمادهسازي و تعيين نوع
مهارتها و تخصصهاي نيروي انساني كارآمد براي حضور در موقعيت رقابتي ايرنا
در شبكه مجازي جهاني،5- تعيين نوع فرهنگ و رابطه آن با موقعيت رقابتي در
شبكه مجازي جهاني،
6- تعيين رابطه دانش سازماني و موقعيت رقابتي ايرنا در شبكه مجازي اطلاعرساني،
7- تعيين سيستمها و روشهاي مناسب براي رقابت در شبكه مجازي جهاني .
روش تحقيق
در
اين پژوهش روش تحقيق توصيفي از نوع «پيمايشي »مورد استفاده قرار گرفت.
تحقيق توصيفي شامل مجموعة روشهايي است كه هدف آنهاتوصيف كردن شرايط با
پديدههاي مورد بررسي است. اجراي تحقيق توصيفي ميتواند صرفاً براي شناخت
بيشتر شرايط موجود يا ياري دادن به فرايند تصميمگيري باشد. بيشتر تحقيقات
علوم رفتاري را ميتوان در زمرة تحقيق توصيفي به شمار آورد. (سرمد؛ زهره و
ديگران ، 1379) اين نوع تحقيق را ميتوان به منظور يافتن پاسخ سؤالهايي از
نوع زير به كار برد :
«توزيع سني افراد جامعة مورد مطالعه چگونه است؟»
تحقيق
پيماشي يكي از انواع تحقيق توصيفي است كه براي بررسي توزيع ويژگيهاي يك
جامعة آماري به كار ميرود . اين نوع تحقيق، براي پاسخ به سؤالهاي پژوهشي
از نوع زير مورد استفاده قرار ميگيرد : (سرمد- زهره و ديگران، 1379)
الف – ماهيت شرايط موجود چگونه است؟
ب – چه رابطهاي ميان رويدادها وجود دارد؟
ج – وضعيت موجود چگونه است؟
به
لحاظ هدف، اين تحقيق از نوع تحقيق و توسعه است. در روش تحقيق و توسعه،
«ارزيابي شايستگي انجام يك برنامه »مدنظر است و در آن مناسب بودن يك فرايند
بررسي ميشود كه بر اساس آن برنامة ويژه اي تهيه ميشود. اين تحقيق به
كاربرد دانش در يك زمينه خاص منجر ميشود.
با توجه به اينكه اين تحقيق
كلية ابعاد سازمان خبرگزاري را دربرميگيرد و به مسائلي چون ساختار،
تكنولوژي، فرهنگ، استراتژي ، نيروي انساني و دانش ميپردازد. متدولوژي حاكم
بر تحقيق «متدولوژي سيستمي » است.
فرضيههاي تحقيق
فرضيه اصلي
:ميان اركان هفتگانه سازمان خبرگزاري و برخورداري از موقعيت رقابتي در
شبكه مجازي اطلاعرساني جهاني تفاوت معناداري وجود ندارد.
1) فرضيه فرعي :
2)
1-1) ميان نوع استراتژي ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي جهاني،
تفاوت معناداري وجود ندارد. 2) فرضيه فرعي :2-1) ميان نوع ساختار ايرنا و
موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي، تفاوت معناداري وجود ندارد.
3) 3)
فرضيه فرعي : 3-1) ميان نوع فرهنگ سازماني ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در
شبكه مجازي جهاني، تفاوت معناداري وجود ندارد. 4) فرضيه فرعي : 4-1) ميان
وضعيت تكنولوژي اطلاعات ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي جهاني،
تفاوت معناداري وجود ندارد.
5) فرضيه فرعي : 5-1) ميان قابليتهاي
نيروي انساني ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي جهاني، تفاوت
معناداري وجود ندارد. 6) فرضيه فرعي :
6-1) ميان وضعيت دانش
سازماني (نظري و كاربردي) ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي جهاني
تفاوت معناداري وجود ندارد. 7) فرضيه فرعي : 7-1) ميان وضعيت سيستمها و
روشهاي ايرنا و موقعيت رقابتي مؤثر در شبكه مجازي جهاني تفاوت معناداري
وجود ندارد.
متغيرهاي تحقيق
در اين تحقيق ، هفت متغير اصلي به
عنوان متغيرهاي تعيين كننده «مزيت رقابتي » خبرگزاري مورد بررسي قرار
ميگيرد، اين متغيرها عبارتند از :
1- استراتژي ايرنا - ساختار
سازماني3- فرهنگ سازماني 4- تكنولوژي اطلاعات5- قابليتهاي نيروي انساني6-
دانش سازماني 7- سيستمها و روشها
ابزار گردآوري اطلاعات
براي
بررسي وضع موجود ساختار، فرهنگ، تكنولوژي، سيستمها و روشها، استراتژي و
منابع انساني خبرگزاري و همچنين تعيين وضع مطلوب اين عوامل براي ورود به
شبكة مجازي گردش خبر جهاني (اينترنت) از يك پرسشنامة كه شامل سئوالات بسته و
از طيف ليكرت بود، استفاده شد. در اين پرسشنامه همچنين از تعدادي سئوال
باز استفاده شد كه هدف از آن، دسترسي به پيشنهادات خبرگان بود. در سؤالات
بسته، براي هر يك از عوامل مورد بررسي، از پرسشنامههاي استاندارد موجود
استفاده شد. نمونه پرسشنامه در پيوست شماره 1 آمده است .
پرسشنامهها
با روش مصاحبة حضوري تكميل گرديد. به اين ترتيب كه توضيحات لازم توسط
پرسشگر ارائه گرديد و پس از تفاهم كامل روي واژهها، تكميل پرسشنامه انجام
گرفت.
قابليت اعتماد ابزار اندازهگيري قابليت اعتماد، يكي از ويژگيهاي
فني ابزار اندازه گيري است. اين مفهوم با اين امر سروكار دارد كه ابزار
اندازهگيري در شرايط يكسان تا چه اندازهاي نتايج يكساني بدست ميدهد.
براي محاسبة «ضريب قابليت اعتماد ابزار اندازه گيري » از شيوههاي مختلفي
استفاده ميشود. در اين تحقيق از روش« آلفاي كرونباخ » استفاده شد. اين روش
براي محاسبة هماهنگي دروني ابزار اندازه گيري از جمله پرسشنامهها يا
آزمونهايي كه خصيصههاي مختلف را اندازهگيري ميكنند. به كار ميرود. در
اينگونه ابزارها، پاسخ هر سؤال ميتواند مقادير عددي مختلف را اختيار كند.
براي محاسبة آلفاي كرونباخ، ابتدا بايد واريانس نمرههاي هر زير مجموعه
سئوالهاي پرسشنامه (يا آزمون) و واريانس كل را محاسبه كرد، سپس با استفاده
از فرمول زير مقدار ضريب آلفا را محاسبه كرد. فرمول آن به شرح زير است:
تعداد زير مجموعههاي سؤالهاي پرسشنامه است. واريانس زير آزمون jام است
S2
واريانس آزمون است. در اين تحقيق براي بررسي قابليت اعتماد ابزار
اندازهگيري در يك نمونة 20تايي، از پرسشنامهاي كه اعتبار محتواي آن تأييد
شده بود، استفاده شد و با برابر 82/0 بدست آمد و قابليت اعتماداستفاده از
روش آلفاي كرونباخ، مقدار r پرسشنامه تأييد شد.
اعتبار ابزار اندازه گيري
مفهوم
اعتبار به اين سؤال پاسخ ميدهد كه ابزار اندازهگيري تا چه حد خصيصة مورد
نظر را ميسنجد. براي بررسي اعتبار ابزار اندازهگيري از روشهاي مختلفي
استفاده ميشود. در اين تحقيق، براي تأييد اعتبار ابزار اندازهگيري علاوه
بر اينكه از پرسشنامههاي استاندارد استفاده شد، پرسشنامة تهيه شده به
تعدادي از خبرگان براي بررسي داده شد و پس از انجام اصلاحات پيشنهاد شده
توسط كارشناسان و خبرگان، مورد استفاده قرار گرفت. اين روش، اعتبار محتوا
نام دارد و نوعي اعتبار است كه معمولاً براي بررسي اجزاي تشكيل دهندة يك
ابزار اندازهگيري به كار برده ميشود. اعتبار محتواي يك ابزار
اندازهگيري، به سئوالهاي تشكيل دهنده آن بستگي دارد. اگر سئوالهاي ابزار،
معرف ويژگيهايي باشد كه محقق قصد اندازهگيري آنها را داشته باشد، آزمون
داراي اعتبار محتوا است. اعتبار محتواي ابزار اندازهگيري اين تحقيق، توسط
خبرگان و متخصصين تأييد شد.
روشهاي تجزيه و تحليل دادهها
براي آزمون فرضيههاي تحقيق از روشهاي آماري زير استفاده ميگردد :
1-
آزمون دو جملهاي : اين آزمون به منظور تعيين برخورداري جامعة آماري مورد
نظر از يك ويژگي يا متغير مشخص به كار برده ميشود. به عبارت ديگر، براي
تعيين وجود يا عدم وجود يك متغير در يك سازمان، اين آزمون به كار برده
ميشود. آزمون دو جملهاي از نوع آزمونهاي ناپارامتريك است، اما هنگامي كه
np بزرگتر از 5 باشد از تقريب توزيع نرمال پيروي ميكند. در اين صورت
آمارة آزمون به صورت زير محاسبه ميگردد:كه در آن P احتمال موفقيت در جامعه
و q احتمال موفقيت مربوط به نمونه و n حجم نمونه آماري است. در اين آزمون
پاسخهاي سئوالات طيف ليكرت را به دو دسته تقسيم ميكنيم. بدين ترتيب كه
پاسخهاي متناظر با ارقام 4 و 5 را به معني وجود ويژگي موردنظر و وجود
پاسخهاي 1 و 2 و 3 را به معني عدم وجود ويژگي مورد نظر تلقي ميكنيم.
مقايسة فراواني دادهها در اين دو دسته، با توزيع كاي دو، ما را به انتخاب
يكي از دو مشتق ممكن رهنمون ميكند. كاربرد اين آزمون وقتي است كه فرض صفر
تحقيق بيانگر آن است كه جامعه از توزيع يكنواخت برخوردار است و ميخواهيم
اين فرض را آزمون كنيم. (آذر، عادل و مؤمني، منصور؛ 1379)، (كريمي، يوسف،
1372).
2- آزمون همبستگي به منظور بررسي وجود ارتباط و نيز ميزان آن
بين دو متغير از آزمون همبستگي استفاده ميشود. زماني كه اين دو متغير«
كّمي» باشند از« همبستگي پيرسون» و هنگامي كه متغيرهاي مزبور «كيفي »
هستند، از «همبستگي اسپيرمن» استفاده ميشود. آماره اين توزيع عبارت است
از:
كه در آن d بيانگر تفاوت بين دو متغير و n حجم نمونه آماري است.
3-
آزمون تحليل واريانس فريدمن : هنگامي كه پژوهشگر بخواهد K (بيش از 2)
متغير وابسته به هم را كه در سطح مقياس رتبهاي سنجيده شده، اولويت بندي
نمايد، ميتواند از اين آزمون استفاده نمايد. آمارة اين آزمون از توزيع
“كاي دو” پيروي ميكند و فرمول ساده شدة آن عبارت است از:
كه در آن
Rj مجموع رتبهها براي ستون jام ، S مجذو رتبهها نسبت به ميانگين مجموعة
رتبهها، K تعداد متغير و n حجم نمونة آماري است. كارآيي و قدرت اين آزمون
با افزايش K = & بهبود مييابد، به گونهاي كه اگر 2 = K باشد،همان
آزمون علامتي است كه براي نمونههاي همبسته (زوجي) به كار ميرود.
در
اين تحقيق، به منظور تعيين وضعيت عوامل مورد بررسي و نحوة تركيب عناصر آنها
در وضع مطلوب، از اين آزمون استفاده گرديد.4- آزمون t زوجي هنگامي كه هدف
پژوهشگر مقايسه دو وضعيت، مثل وضع موجود و مطلوب يا شرايط قبل و بعد باشد و
متغيرهاي مورد بررسي نيز از نوع كيفي بوده و در سطح مقياس رتبهاي سنجيده
شود، از اين آزمون استفاده ميشود. آماره آزمون از توزيع t پيروي ميكند و
فرمول آن به شرح زير است: كه در آن D ميانگين اختلاف دو وضعيت ، S انحراف
معيار و n اندازه نمونه است. در اين تحقيق، براي مقايسه وضع موجود و مطلوب
عوامل مورد بررسي از اين آزمون استفاده شد.
براي تحليل دادههاي
كيفي از تحليل محتوا استفاده گرديد . با توجه به اينكه بخشي از دادهها به
سيستمها و روشها و ساختار مربوط ميشود، براي تحليل اين دادهها از
“متدولوژي توسعة سيستمها و طراحي ساختار سازماني” استفاده گرديد . در
تحليل استراتژي رقابتي از تحليل SWOT و بررسي امكان سنجي و متدولوژي توسعة
سيستمها استفاده شد. براي تدوين استراتژي، از روش دلفي استفاده گرديد .
در تكنيك دلفي با ارسال اطلاعات گردآوري شده براي خبرگان از آنها خواسته
ميشود تا نظر خود را در مورد استراتژي بيان نمايند و پس از گردآوري
پاسخها اعلام نمايند و اين كار آنقدر تكرار ميشود تا به پاسخ يكسان
برسيم. براي تحليل SWOT علاوه بر بررسي كارشناسي عوامل مذكور، از جلسات بحث
گروهي، روش انفجار مغزي (طوفان مغزي) كارگاه تجزيه و تحليل و تحليل ماتريس
نقاط قوت و ضعف در مقايسه با ماتريس تهديدها و فرصتها استفاده ميشود. اين
روشها به موازات روش دلفي انجام ميگيرد.
مدل تحقيق
در جهان
متشكل از افراد، گروهها، سازمانها، جوامع و قدرتها، همه چيز در حال حركت به
سمت و سوي جديدي است. در اين دنياي نو، نشانههايي نظير : 1- جهاني شدن2-
حاكميت شركتهاي بزرگ 3- پيدايش عصر اطلاعات 4- ضعيف شدن دولتها5- ضعيف شدن
ارتباطات رو در رو 6 - دانشي شدن سازمانها و مديريت منابع دانش جامعه ،
جهان اطلاع رساني را به سمت يك موقعيت غير حقيقي و « سازمان مجازي» پيش
ميبرد.
در اين دنياي پيچيده، خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) با وجود شبكه سنتي و رسمی و دولتی قادر نيست به رقابت مؤثر و مناسب بپردازد .
مدل
تحقيق براساس عوامل مؤثر در قابليت رقابتي ايرنا و الزامات حضور ايرنا در
رقابت جهاني تدوين شده است. در ادامه، عوامل قابليت ساز و مؤثر در رقابت
شرح داده ميشود.
براي حضور در عرصه رقابت بايد :
1- سازمان
نيروي انساني خلاق، نوآور و ماهر داشته باشد زيرا در اصل، رقابت، جنگ دانش و
مسابقه ميان اتاقهاي خبر و تحريريه سازمانهاي رسانه اي از راه دور و غير
رو در رو ميباشد.
2- ساختار سازماني ايرنا مورد تجديد نظر قرار گيرد و
پراكندگي دفاتر و حضور حرفهيي در سطح جهاني مورد ارزيابي و تغيير قرار
گيرد و به سمت “شبكه مجازي” پيش برود.
3- در بكارگيري فن آوري و ابزار
نو، با بهرهوري از تكنولوژي بالا (IT) امكان افزايش سرعت و گردش و بهنگام
سازي اطلاعات را فراهم نمايد.
4- در تعيين استراتژي و به گزيني سياستهاي كلان رقابتي، استراتژي مناسب و سيال براي حضور در شبكه مجازي جهاني را انتخاب نمايد.
5- دانش مورد نياز رقابت را بايد خلق (creation) ، كسب (Acquisition) و نشر و توزيع (Sharing) و بكارگيري (Using) نمايد.
6- با انتخاب و هدايت فرهنگ سازماني مؤثر در عرصه جمع آوري اطلاعات جهاني حضور يابد.
7- در سيستمها و روشها، قابليت لازم را براي ايجاد مزيت رقابتي فراهم آورد.
با
اجراي «مدل انتخاب استراتژي توانمند سازي سازمان»، توجه به نقش و اثر
تجارت الكترونيك بيشتر خواهد شد. زيرا به نظر ميرسد روي آوري به تجارت
الكترونيك، تنها راه بقاء و رشد يك «سازمان رسانهاي» است. در اين تحقيق با
استفاده از مدل ماهوارهاي، با تحليل 6 عنصر مؤثر در اجراي استراتژي در
مورد استراتژي رقابتي ايرنا، تجريه و تحليل انجام ميگيرد.
نتایج تحقيق
الف: آزمون فرضیه ها
درآزمون فرضیه ها نتایح زیر بدست آمد:
1- بین استراتپی ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
2- بین ساختار سازمانی ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
3- بین فرهنگ سازمانی ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
4- بین تکنولوپی اطلاعات ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
5- بین قابلیت های نیروی انسانی ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی تفاوت معناداری وجود دارد.
6- بین دانش سازمانی ایرنا و موقعیت رقابتی موثر درشبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
7- بین وضیت سیستم ها و روش های ایرنا و موقعیت رقابتی موثر در شبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
8- بین ارکان هفت گانه خبرگزاری و برخورداری از موقعیت رقابت درشبکه مجازی جهانی تفاوت معناداری وجود دارد.
تجزيه و تحليل دادهها و تدوين استراتژي
پس
از آزمون فرضيههاي تحقيق و تأييد وجود فاصله ميان وضع موجود و وضع مطلوب
خبرگزاري جمهوري اسلامي، براي تدوين استراتژي ايرنا براي ورود به شبكه
جهاني مجازي اقدامات زير انجام گرفت :
1- با استفاده از روش انفجار
مغزي و نظرخواهي كتبي از مديران و كارشناسان خبرة خبرگزاري كه پرسشنامه
را تكميل كرده بودند، فهرست فرصتها، تهديدها ، نقاط قوت و نقاط ضعف
خبرگزاري تهيه گرديد و «استراتژيهاي رقابتي پيشنهادي» گردآوري شد.
2-
خبرگان براي « بحث گروهي »دعوت شدند و در 10 كارگاه تحليل استراتژيك و
تحليل SWOT ، بررسي راهكارهاي تقويت مزيت رقابتي خبرگزاري انجام شد و امكان
اجراي راهكارهاي پيشنهادي تحليل گرديد.
3- نتايج بررسي ميداني و نتايج
جلسات كارگاه تحليل استراتژيك براي تحليل و ارائه راه حل براي تعداد
محدودتري از خبرگان كه 15 نفر بودند ارسال و از آنان خواسته شد تا در مورد
استراتژي پيشنهادي تصميمگيري نمايند. نظرات اين افراد، پس از دريافت
جمعبندي شد و براي همه آنها ارسال گرديد و از آنان خواسته شد كه مجدداً در
اين خصوص نظر دهند. پس از 4 بار تكرار اين فرايند ، خبرگان به اجماع
رسيدند و «استراتژي رقابتي خبرگزاري براي ورود به شبكه مجازي جهاني» تدوين
شد. نتيجه نهايي كه تحلبل WOT و بيانيه استراتژي است و به شرح ذيل جمع
بندي شد :
رسالت و ماموريت ايرنا از آنجا كه دسترسي به اطلاعات صحيح،
كافي و بهنگام مبناي تصميم گيري درست و اقدام صحيح است و آموزههاي ديني و
مصالح ملي و سابقة تاريخي كشور نيز آگاهي را مبناي توسعه پايدار ، رفاه و
رستگاري ميداند، رسالت ايرنا عبارت است از « اطلاعرساني خبري به افکار
عمومی و جامعه جهاني » . بر اساس رسالت و مأموريتي كه ايرنا دارد و با توجه
به انتظارات موجود از خبرگزاري، چشمانداز مطلوب ايرنا در آينده ترسيم
ميشود. اين چشمانداز، وضعيتي است كه خبرگزاری ميخواهد در آينده داشته
باشد. از ديد تحول سازماني، ايرنا بايد در همه ابعاد خود متحول شود تا
تصوير مطلوب ايرنا آن باشد كه شايسته ايرنا است. چشمانداز مطلوب ايرنا در
نمودار بعدي ارائه ميشود.
ايرنا براي رسيدن به يك سازمان اطلاعرسان
مورد اعتماد در شبكه مجازي خبررساني جهاني بايد از سطح يك، يعني دارا بودن
امكانات تكنولوژيكي، بهره مندي از فرهنگ سازماني نوآور، يادگيرنده و
رقابتي، ساختار مناسب سازماني ، هماهنگ و انعطافپذير، سيستم دانشي و
اطلاعاتي بهنگام و نيروي انساني نوآور، اثربخش و معرفتپذير و سيستم
برنامهريزي و آموزشي خود تنظيم عبور نموده و به سطح 2 برسد . در مرحله
مطلوب مياني، ايرنا بايد با توليد و توزيع انواعي از اطلاعات براي « بخش
خاصي از مخاطبان» و« ائتلاف با سازمانهاي خبري منطقهاي و اسلامي» به سمت
مطلوب شدن براي ائتلاف و اتحاد حرفهاي در جهان پيش برود. رسيدن به اين
مرحله، ايرنا را به عنوان سازماني مطلوب و داراي مزيت رقابتي بالا به عنوان
مجموعهاي اطلاعرسان و داراي تواناييهاي خاص به شبكه مجازي گردش خبر
جهاني ميبرد. زمينههاي حضور در آن مرحله، به نقاط قوت و ضعف ايرنا
برميگردد.
تحليل SWOT
نقاط قوت ايرنا
نقاط قوت ايرنا به شرح زير است :
1- گسترش دامنه فعاليت به امور مطبوعاتي و راهاندازي يك مؤسسه مطبوعاتي بزرگ.
2- تأسيس دانشكده خبر و توجه به آموزش .
3- توسعه روابط با خبرگزاريهاي بينالمللي و سازمانهاي منطقهاي.
4- اثرگذاري در رسانههاي كشور و تقويت اطلاعرساني
5- اثرگذاري و كمك به تصميمگيري مديران عالي كشور با اطلاعرساني دقيق و بهنگام
6- شناساندن خود به افكار عمومي و پيدا كردن جايگاه نسبي ويژه
7- فعاليت پوياتر در صحنه خبري و گسترش قدرت ريسك در ايرنا
8- گسترش نمايندگيها و دفاتر در مناطق مختلف كشور و مناطق خبرخيز جهان
9- وجود افراد و همكاران تحصيلكرده و باسابقه
10- وجود نيروي انساني جوان و داراي قابليت آموزش و بازسازي .
نقاط ضعف ايرنا
در
آزمون فرضيههاي تحقيق مشخص شد كه ايرنا از « وضع مطلوب » فاصله زيادي
دارد و در ابعاد ساختار، فرهنگ، دانش سازماني، سيستمها و روشها،
تكنولوژي، نيروي انساني و استراتژي ضعفهاي جدي دارد. در آزمون فرضيهها،
اولويت بهبود در مؤلفههاي اين ابعاد نيز توسط خبرگان مشخص گرديد. برخي
ديگر از نقاط ضعف كه مورد تأكيد خبرگان بود، ذكر ميگردد:
1- حاكميت دروازهبانان و امضاءكنندگان خبر بر انتشار اخبار.
2- خود سانسوري خبرنگاران .
3- بيتوجهي يا كمتوجهي به برخي رويدادها در جامعه كه تابع رسمي و دولتي بودن سازمان ايرناست.
4- ضعف در تحليل و آيندهنگري در اطلاعرساني حرفهاي .
5- سازمان خبرگزاري همانند يك اداره دولتي عمل ميكند، نه يك سازمان اطلاعرساني .
6- بهرهوري نيروي انساني پايين است.
7- انگيزش كاركنان ضعيف است و در سازمان به اين امر توجه نميشود، يا امكانات لازم براي ايجاد انگيزه را ندارد.
8- ضعف در برنامهريزي وجود دارد.
9- عدم شناخت حوزههاي فني و اجرايي از اطلاعرساني و پشتيباني ناكافي از شبكه توليد و توزيع خبر .
10- كمبود اعتبارات مالي و محدوديتهاي بودجهبندي دولتي .
11- اثربخش نبودن آموزشهاي ارائه شده .
12- استفاده نامناسب از توان تخصصي كاركنان و ضعف در مديريت منابع انساني.
13- ضعف نظارت و ارزيابي عملكرد دفاتر ومراكز .
14- عدم وجود نظام خود ارزيابي در سازمان ايرنا.
فرصتهاي ايرنا
فرصتهاي موجود براي فعاليت خبرگزاري در شبكه مجازي خبر جهاني عبارتند از :
1- تاكيد مسؤولان نظام و مقامات اثرگذار بر تقويت اطلاعرساني صحيح در كشور
2- شناسايي ايرنا از سوي مردم كشور
3- وجود همكاري با خبرگزاريهاي خصوصي و مطبوعات كشور
4- تاكيد برنامه سوم توسعه كشور بر تقويت اطلاعرساني
5- رواج استفاده از اينترنت در قشر تحصيل كرده كشور
6- آزادي ورود (عدم ممانعت رقبا) به شبكه مجازي اطلاعرساني
7- امكان ايجاد همكاري، ائتلاف و اتحاد با خبرگزاريهاي كشورهاي اسلامي و كشورهاي در حال توسعه و آسيائي
8- افزايش توجه به اخلاق در اطلاعرساني در جهان و توزيع اطلاعات مسؤولانه
9- دسترسي ايرنا به صحنههاي خبرساز در منطقه
10- گرايش به ايجاد اتحاديههاي حرفهاي خبري در كشورهاي اسلامي و آسيائي
تهديدهاي ايرنا
تهديدهاي موجود براي فعاليت ايرنا در شبكه مجازي خبر جهاني عبارتند از :
1- موانع فرهنگي استفاده از اينترنت در كشور
2- حضور رقباي قوي با حجم فعاليت بسيار زياد در شبكه مجازي گردش خبر
3- قابليتهاي بالاي نيروي انساني سازمانهاي خبري بينالمللي
4- متمايز ندانستن حرفه خبري از ساير حرفهها در منظر دولتمردان كشور
5- سرمايهگذاري سنگين ساير كشورها در اطلاعرساني
6- توان بسيار بالاي تكنولوژيك سازمانهاي خبري بين المللي.
7- پيشرفت بسيار سريع حرفهخبررساني و ناكارآمد شدن روشهاي سنتي
8- شكلگيري خبرگزاريهاي خصوصي در كشور
9- گستردگي مطبوعات كشور و دسترسي آنان به منابع اطلاعاتي
10- بينش سياستگذاران خبري كشور مبني بر استفاده از خبرگزاري براي تبليغ سياسي
11- نبودن شأن و جايگاه مناسب براي خبرگزاري نزد مسؤولين دستگاهها و نهادهاي اجرايي
12- مشكل بودن اصلاح نگرش دولتمردان
13- وجود نظام نامناسب تخصيص منابع در كشور
14- نبود آيندهنگري و ضعف برنامهريزي براي اطلاعرساني در شبكه دولتي
15- عدم اعتماد مخاطبين به صحت و كامل بودن اخبار ايرنا
16- ضعف زيرساختهاي ارتباطي و مخابراتي در كشور
17- عدم امكان رواني و مالي اكثر مردم كشور براي استفاده از اينترنت
18- نبود دانش و مهارت لازم براي استفاده از اينترنت در ميان بهرهوران
19- مقبوليت خبرگزاريهاي بينالمللي در اكثر جمعيت جهان
20- بالا رفتن توقع مردم كشور از اطلاعرساني و رجوع آنها به منابع خبري بينالمللي
21- فرار مغزها از كشور و مشكل دسترسي به نيروي انساني با قابليتهاي استاندارد جهاني
22- وجود انبوه اطلاعات قابل دسترس و توسعه يافتگي اطلاعرساني
23- وجود انحصار نسبي در منابع و منشاءهاي خبري در كشور
تحليل ماتريس SWOT
در
تحليل ماتريس SWOT با توجه به اينكه استراتژيهاي ايرنا بايد در جهت
استفادة بيشتر از فرصتها، كاهش آسيب تهديدها ، كاهش ضعفها و استفادة بيشتر
از قوتها باشد، پس از تحليل عناصر SWOT در تعامل با يكديگر، نتايج زير در
مورد استراتژي بدست آمد :
• تعامل فرصتها و نقاط ضعف : در تحليل
نقاط ضعف ، همانطور كه در آزمون فرضيهها مشخص گرديد و شواهد موجود نيز
نتايج آن را تأييد ميكند، ايرنا براي استفاده از فرصتهاي موجود، توانايي
لازم را ندارد و براي رسيدن به اين هدف، چارهاي جز توانمندسازي سازماني و
كاهش نقاط ضعف ندارد. بنابراين در تعامل فرصتها و ضعفها، استراتژي مسلط
ايرنا، توانمندسازي سازماني است.
• تعامل فرصتها و قوتها: در
تحليل قوتها، با توجه به قابليتهاي موجود و بر اساس شواهد، ايرنا
ميتواند به توسعة اطلاعرساني در اينترنت اقدام كند و كارهاي انجام شده را
بيشتر توسعه دهد. با توجه به وجود خلاء در برخي بخشهاي بازار خبر، با
تمركز بر اخبار و اطلاعات خاص، ايرنا ميتواند براي خود مزيت رقابتي ايجاد
نمايد. با توجه به اينكه بسياري از خبرگزاريهاي منطقهاي وضعيت مشابه ايرنا
دارند، ميتوان با ايجاد اتحادهاي منطقهاي و يا اتحادهاي موضوعي با ساير
خبرگزاريها، موقعيت رقابتي ايرنا را تقويت نمود. در نهايت، در تحليل قوتها
به نتيجه ميرسيم كه قوتهاي موجود براي استفادة بهينه از فرصتها كافي
نيستند و توانمندسازي سازماني مؤثرترين استراتژي براي بهرهگيري از فرصتها
است.
• تعامل تهديدها و ضعفها : در تحليل نقاط ضعف و تعامل آن با
تهديدها، نتيجه ميگيريم كه در وضع موجود، تهديدها بر ايرنا چيرگي كامل
دارند و تنها راه خروج از دام تهديدها ، توانمندسازي سازماني است.
•
تعامل تهديدها و قوتها : در تحليل قوتها و تعامل آن با تهديدها، ميتوان
گفت كه ايرنا ميتواند با تمركز بر بخشهاي خاصي از مخاطبين و تمركز بر
اخبار و اطلاعات خاص و همچنين اتحاد با خبرگزاريهاي خصوصي و مطبوعات(اتحاد
داخلي) قابليتهاي رقابتي خود را ارتقاء داده وتا از تهديدها كمترين آسيب
را ببيند.
با توجه به چشمانداز مطلوب ايرنا كه به وضعيت ايرنا در
آينده و در يك طيف زماني ميپردازد، دستيابي به آن چشمانداز، منوط به
برنامهريزي صحيح و اتخاذ استراتژي متناسب با هر هدف است. در واقع براي هر
هدف بلندمدت بايد استراتژي خاص آن را تدوين و دنبال نمايد.
حضور در
شبكه مجازي گردش خبر جهاني نشان ميدهد كه براي رسيدن به قابليت مؤثر در
شبكه مجازي گردش خبر جهاني ، استراتژي توانمندسازي سازماني به عنوان
استراتژي مرحلهاي مورد توجه قرار ميگيرد .
اين مرحله در گرو اصلاح و
بهبود مؤلفههاي اركان 7گانه سازمان و توزيع گسترده تر اطلاعات از طريق
اينترنت است . اتخاذ استراتژي همكاري و هماهنگي با ساير سازمانهاي رسانهاي
و همكاري با مطبوعات و دستگاههاي اطلاعرساني براي هماهنگي و استفاده مشاع
از امكانات و تلاش براي ايجاد يا تقويت ائتلافها و اتحاديههاي حرفهاي و
خبري منطقهاي، زمينه را براي استراتژيهاي نهايي يعني انتشار بخشهاي خاص و
پرمشتري اخبار با تمركز بر بخشهاي خاص مخاطبان صورت ميگيرد. اين توانايي،
سازمان و تشكيلات ايرنا را داراي قابليت رقابت بهتري خواهد كرد كه ايجاد
ائتلاف، همكاري و اتحاد حرفهاي در سطح شبكه مجازي گردش خبر جهاني را ممكن
ميسازد. رسيدن ايرنا به اين مرحلة مطلوب، استراتژي رقابتي خبرگزاري در
شبكه مجازي گردش خبر جهاني تعريف و تعبير ميگردد.
فریدون وردینژاد
فهرست منابع و مأخذ
الف - منابع خارجی
1- http: spr. das. state. or us/standoc. htm. 2000, The oregon information technology standards directory.
2- http: irmd. das. state.or.us/ITPinal.html, 2000, Information technology standards.
3- http://www.Uspto. gor/web/offices.cio/sitp/sitp –1-2 html , 2000, strategic information technology plan development .
4- http:// www. knowledge management systems issues, challenges, and benefits. htm, 1999, knowledge management systems.
5-
Finney , Russ, A global community for IT profesionals since , 1996,
Browser by technology category, http: // www. itmweb. Com/
6- Barnard Williams, 2001, Information and Communications division,
7- Employment and Ways in IT Industries, http://www. E ecommerce.gov/ede/chapter/4.html., 2001.
8- Information technology management , http://www. Wiley.com/college. 2001
9- http://princetion. Edul/cit/,2002, computing and information technology.
10-
Institute for information technology, 2001, http://www.iit.nrc.cal ,
secitey of information technology management (SocITM), http:www.
socitm.gov.uk.
11- Elchanan Alder, 2001, coureses at information science department, http://www.biu.acil/ Hu/bi/courses – eng. Html.
12- http://www. stanford edu/group/itss, 2000, Information technology systems and services, USA: stanford university.
13- http://www. brint.com.,2001, Business research in information and technology, USA: Harvard Business school publishing.
14-
United Nations conference on trade and development , 1993, information
technology and international competitivness: The case of construction
services industry, united nations.
15- Colaudon kenneth, price »London , 1991, Management information systems, USA: Mc Millan.
16- G.Loudon kenneth, plabdon Jane, 1999, Essentional of management information systems.
17- Jemes Jeffrey, 1999, Globalization information technology and development, USA: macrmillan, press ltd.
18- State of oregon, 1998, Enterprise information technology strategy, http: //irnd. Das. State.or.US/ITP final.html.
19-
Samson Dann terziovski mile, 1992, The linke between total quality
management practices and organization performance. International J. of.
Quality and reliability Management. Vol. 16 No. 3.
20- Mintzberg, Henry , 1997, The strategy process. USA: prentice – Hall.
21- Mintzberg, Henry , 1994, The rise and fall of strategic planning , USA: prentice – Hall.
22- Ginsberg Ari, 1997, New age Strategic Planning bringing theory and planning. Long range Planning, Vol. 30 , No. 1.
23- Hart sturt L., 1997, strategies for a Sustainable World, HBR. Feb.
24-
Keeley Robert, 1990, Management strategy and industry structure and
influences on the success of new firms: A structural Model. MgMt sci.
vol. 36. No 10.
25- Peters Lois, 1992, International technical
activities of multinational enterprises with special reference to their
activities in industrializing nations. New York: Center for S & T
policy research polytechnique institute.
26- Ronald A. wykstr, 1985, Human capital formation and manpower development , Mc – miuan company .
27- Philip Elmer – Dewitt, 1993, Take a trip into the future on the Electronic Superhighway, Time (April , 12)
28- Julian Dibbell , 1993, A Rape in Cyberspace, The villag voice (December 21)
29- Allucquere Roseanne Stone, 1992, Virtual system, Jonathan crary and staford Kwinter (cambridge, MA: Mit Press.)
30- Mark Poster, 1999, The Mode of Information (cambridge: Polity press, chicage: university of Chicago press. )
31- Bill Nicholas, 1998 , The work of Culture in the Age of Cybernetics Systems, Screen (Winter)
32-
Scott m. preston, 1999, Virtual organization as process: integrating
cognitive and social Structure Across time and space , journal of
computer – Mediated Communication, Michigan State University.
33- Ansoff lgor H. Declerk R.P., and Hayes R.L., 1996, From Strategic Planning to strategic management , New York: Wiley.
34-
Chan Kim, W, and Mauborgne Rence, 1998, Procedual Justice, strategic
Decision Making and the Knowledge Economy , Strategic Management Journal
, Vol. 19.
35- Simon Herbert A. 1975, Technology and Environment,
in Emerging Concepts in Management, 2nded, M.S.Wortman and F.Luthans,
eds. New York: Macmillan.
36- Smith Gerald F., 1992., Towards a Theory of Managerial Problem Solving, Decision support system, 8.
37- Raymond Miles and snow charles, 1978, organizational strategy, structure and process, New York: Mc graw – Hill .
38- Henry Mintzberg, 1998, strategy safari: A Guided Tour Through the wilsd of Management , N. J, Prentice – Hall.
39-
Pull Nutt and Robert Backoff , 1992, Strategic, Management of Public
and Third Sector organization: AQ Handbook for leaders,
40- Michel porter, 1980, Competitive strategy, Free Press, New York.
41- Michel Porter, 1985, competitive Advantage, Free press, New York.
ب – منابع فارسي
1-
بيلس جان، گارنت جان و همكاران، (ترجمة ميرفخرايي هوشمند، 1369)، استراتژي
معاصر : نظريات و خطمشيها . تهران : دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي ،
چاپ دوم .
2- پاستر مارك، (ترجمه غلامحسين صالحيار، 1377)، عصر دوم رسانهها. تهران: انتشارات مؤسسه ايران، چاپ اول.
3- بيكر ترزال، نحوه انجام تحقيقات اجتماعي، (ترجمه هوشنگ نايبي، 1377) ، تهران: انتشارات روش، چاپ اول.
4- سرمد زهره ، بازرگان عباس ، حجازي الهه، 1376، روشهاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران: انتشارات آگاه .
5- الوين تافلر،(ترجمه حشمتالله كامراني، 1376) ، شوك آينده، تهران: نشر سيمرغ، چاپ سوم.
6- مولانا حميد، (ترجمه يونس شكرخواه، 1371) ، جريان بينالمللي اطلاعات، تهران: مركز مطالعات رسانهها ، چاپ اول.
7- آذر، عادل، و مؤمني منصور، 1379، آمار و كاربرد آن در مديريت ، تهران: انتشارات سمت.
8- كريمي ، يوسف ، 1372، آمار غير پارامتريك براي علوم رفتاري، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
9-
رفيعپور فرامرز، 1368، كندوكاوها و پنداشتهها : مقدمهاي بر روشهاي
شناخت جامعه و تحقيقات اجتماعي ، تهران : شركت سهامي انتشار .
10- كارث اس، جاوتر ويكتوريا اودانل (ترجمة احمد ميرعادبديني ، 1373) تبليغ و ترغيب، مجلة رسانه ، سال چهارم. شماره 4.
11- پاكدهي، حسين، 1376، ارتباطات جمعي در ايران : پرسشهايي براي تحقيق، رسانه، سال هفتم. شماره اول .
12- شون مك برايد (ترجمه ايرج پاد، 1357)، يك جهان ، چندين صدا. تهران: انتشارات سروش.
13- بديعي، نعيم، 1369 ، معيارهاي گزينش خبر ، مجلة رسانه ، سال اول شماره 1.
14- دانشكدة خبر ، 1380، جزؤه برنامهريزي خبري، تهران: دانشكده خبر. .
15- مولانا، حميد، 1350، سير ارتباطات اجتماعي در ايران، تهران: دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران.
16- معتمدنژاد، كاظم، 1379، ارتباطات بينالمللي، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي ، دانشكدة علوم اجتماعي.
17- معتمدنژاد، كاظم، 1374، جهان سوم در برابر سلطة ارتباطي و اطلاعاتي غرب، مجلة رسانه، سال دوم، شماره 5.
18- مولانا، حميد، 1372، بزرگراههاي اطلاعاتي و آيندة ارتباطات، مجلة رسانه ، سال پنجم ، شماره سوم.
19- دانشكدة خبر، 1380، سياستگذاري خبري، تهران: دانشكدة خ
20-
وردينژاد، فريدون، 1380، ذهن، برداشت و دانش متحدالشكل وضعيت بشر امروز
را مشخص ميكند ، تهران: دانشكدة مديريت دانشگاه تهران ، سمينار علمي.
21- خبرگزاري جمهوري اسلامي ، 1380، از پارس تا ايرنا، تهران : خبرگزاري جمهوري اسلامي .