نمونه ای تاریخی در زمینه حل اختلاف
نمونه ای تاریخی در زمینه حل اختلاف
پیامبر
(ص) پیمان نامه ی مدینه را که نخستین قانون اساسی مستند در حوزه اسلام
است برای روشن شدن روابط ساکنان مسلمان و غیر مسلمان داخل مدینه و ارتباط
با مردمان خارج مدینه تنظیم کردند. این پیمان نامه در زمینه حل اختلاف از
اهمیت ویژه ای برخوردار است. شیوه ها و ابزار به کار رفته و پیش بینی شده
در آن، سبب شده است که به عنوان یکی از کارآمدترین نمونه های حل اختلاف
جلوه کند.
مقاله حاضر در پاسخ به این پرسش طراحی شده است که در صورت مقایسه تطبیقی پیمان نامه مدینه با رویکردهای جدید حل اختلاف در غرب، چه موارد مشابهی میان این دو رویکرد یافت می شود؟ فرض بر آن است که در هر دو مورد، با وجود تفاوت های فرهنگی کوشش می شود که اختلاف ها با رویکرد به تعیین میانجی که در پیمان نامه مدینه، پیامبر (ص) بودند، تقسیم اختلاف به مؤلفه های کوچک، تعیین اصول، پذیرش نظام طراحی شده میانجی گری و پذیرفتن اقتدار بالاتر حل شوند.
چنین ساختاری که نسبت به زمان خود بسیار مترقی بود در جامعه، صلحی ماندگار ایجاد کرد و در مقایسه با رویکردهای کنونی حل اختلاف در غرب، نه تنها ضعف ندارد بلکه در مواردی از آن قوی تر طراحی شده است. چنین خصوصیاتی در پیمان نامه مدینه، آن را از یک پیمان محدود منطقه ای خارج می کند و در ردیف پیشرفته-ترین اصول حل اختلاف قرار می دهد.
واژه های کلیدی: پیمان نامه مدینه، حل اختلاف، میانجی گری، عصر نبوی، تاریخ صدر اسلام.
مقدمه
این مقاله، پیماننامه مدینه را به عنوان نمونه ای اولیه از میانجیگری و حل اختلاف در اسلام، تجزیه و تحلیل میکند.پیماننامه مدینه که اساس دولت ـ شهر مدینه1 (که حضرت محمد (ص)آن را تأسیس کرد) بود، نخستین قانون اساسی مدون و مکتوب در اسلام و قدیمیترین قانون اساسی مستند در جامعه است. با این اوصاف پیماننامه مدینه، سنتی قدیمی در بهرهگیری از روشهای اسلامی در حل اختلاف است.
در این پیماننامه، حقوق و وظایف همه ساکنان مدینه به طور کلی بیان شده است. همه شهروندان مسلمان و غیر مسلمان مدینه در آن تحت حفاظت و حمایت قرار گرفتهاند و برای نخستین بار، عدالتخواهی از طریق قانون و جامعه صورت گرفته است نه از طریق فعالیتهای نظامی قبیلهای. به علاوه این پیماننامه، همسو با کوشش برای تنظیم و تعدیل اختلافهای قبیلهای که چندین نسل بر منطقه حاکم بود، به موارد اجتماعی در جامعه مدینه پرداخته است.
پیماننامه مدینه را میتوان به عنوان نمونهای از رویکرد اسلامی در حل اختلاف تلقی کرد که بسیاری از میانجی گری های به کار رفته در آن، امروزه هم کاربرد دارند. در مقایسه پیماننامه مدینه با رویکردهای معاصر غرب در حل اختلاف، نقش ارزشهای فرهنگی در تعیین روش حل اختلاف به شکلی مختصر بررسی میگردد و مفروضات مشترک که دارای انگیزه دستیابی به صلح هستند، میتواند دیده شود.
پیشینه تاریخی
شهر مدینه پیش از اسلام، یثرب خوانده میشد. ساکنان آن قبایل مختلف عرب، یهودی و اقلیت کوچکی از مسیحیان بودند.در اوایل قرن 7 م / 1 ﻫ. ق جمعیت یثرب، ده هزار نفر برآورد شده است.2 ساکنان عرب، مشرکانی بودند که منات، بت اصلی مکه را میپرستیدند. یهودیان یثرب در قرن 8 م / 2 ﻫ. ق پس از آن که آدریان، امپراطور روم بیشتر یهودیان را از یهودیه اخراج کرد از فلسطین گریختند.
ایشان به ده قبیله رقیب تقسیم میشدند که شاخصترین آنها بنیقینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه بودند. به علاوه، تعدادی از یهودیان تحت حمایت برخی از قبایل عرب قرار داشتند. یهودیان روی هم نیمی از ساکنان یثرب را تشکیل میدادند. اعراب مدینه به دوازده قبیله تقسیم میشدند که شاخصترین آنها اوس و خزرج بودند.3خصومت میان این قبایل، چندین نسل ادامه داشت.
آنان صرفنظر از مسائل دینی از طریق سلطه نظامی بر دیگران در جستوجوی کسب قدرت بودند. تاریخچه طولانی تعدی و تجاوز، اسرای جنگی فراوانی به وجود آورد. به علاوه، موجب ادعاهای بحث انگیزی درباره خونبها شد که با خصومتها رابطه وسیعی داشت. به رهبری رسیدن حضرت محمد (ص)پس از سالها کشمکش و اختلاف در یثرب روی داد. پیامبر (ص)به عنوان عضو جوان یکی از طوایف کوچک مکه در زمان آشفتگی مذهبی، کار خود را آغاز کرد.
پیامبر (ص)پس از نخستین وحیها، خیلی زود پیروان زیادی پیدا کرد و به تدریج، تعداد مسلمانان در مکه افزایش یافت. در سال پنجم بعثت، مشرکان بر شدت آزار مسلمانان در مکه افزودند. احتمالاً به این دلیل که آنان میترسیدند پیامبر (ص)، مسلمانان را برای قیام و در دست گرفتن رهبری شهر سازمان دهی کند، کوشیدند تا پیامبر (ص)را قبل از این کار به قتل برسانند. این انگیزه مخاطرهانگیز پیامبر (ص)را مجبور کرد که در خارج مکه پناه جوید و جان خود را نجات دهد.4 از این رو پیامبر (ص)به یثرب مهاجرت کرد. سفری که مسلمانان آن را هجرت نام نهادند. پس از این، دشمنان مکی او به عنوان مانعی در برابر حکومت او بر یثرب آشکار شدند.
چندین نسل جنگ در مدینه به بسیاری از اعضای صلح دوست قبایل، خسارت فراوانی وارد کرده بود. تعدادی از این افراد در جستوجوی کمک نظامی از خارج بودند که فقط کشمکشها را تشدید میکرد. بسیاری دیگر آماده شده بودند تا عبدالله ابن اُبی بن سلول را به حکومت برگزینند. با این حال، احتمال میرود رهبران مستقل هر قبیله نمیتوانستند رهبری یک حاکم را بپذیرند. به علاوه، مشخص نبود که چنین حاکمی میتواند سازمان سیاسی داشته باشد و نیرویی نظامی برای دفاع از شهر ایجاد کند، خصومتهای قبیلهای را فیصله دهد، حقوق و الزامات محلی را تعیین نماید و به مسائل ناشی از جمعیت فزاینده مهاجران پناهنده از مکه بپردازد.5
در زمان ورود پیامبر (ص)؛ یعنی در نخستین سال هجرت، یثرب با بینظمی روبهرو بود. شهر با قبیلهگری و زور اداره میشد. سرانجام در سال 622 م / 1ﻫ. ق، قبایل یثرب با هم توافق کردند که به پیامبر (ص)اجازه دهند به عنوان میانجی در منطقه عمل نماید و پیمان نامه مدینه حاصل سرپرستی پیامبر (ص)بر این شهر بود.
نگاه کلی به پیماننامه
مطابق روایتهای اسلامی، حضرت محمد (ص)با پیروان خود و غیر مسلمانان مشورت کرد. همگی آنان در خانه انس ابن مالک جمع شدند و توافق کردند که جامعه خود را به صورت دولت ـ شهر سازماندهی کنند. بدین ترتیب، پیماننامه مدینه به صورت یک پیمان عدم تعرضی (دفاعی) تنظیم شد. بیست و سه ماده آن، مهاجران مکه و مومنان یثربی را مورد خطاب قرار میداد، در حالی که قسمت دوم این سند خطاب به جامعه یهود بود. واضح است که این پیماننامه به گونهای طراحی شده بود که آرا و منافع تمامی گروههایی را که در آن زمان با هم درگیر بودند، در برداشته باشد تا بدین وسیله صلحی ماندگار به ارمغان آورد.
این سند برای نخستین بار، این منطقه را به صورت دولت - شهر معرفی کرد و حقوق و وظایف شهروندان آن را تعیین نمود و برای نخستین بار ابزاری برای عدالتخواهی از طریق جامعه و قانون (در مقابله با درگیریهای قبیلهای) ایجاد کرد.6 به این ترتیب، پیماننامه مدینه ابزاری برای حل اختلاف شد. پیامبر (ص)میتوانست گروههای درگیر را گرد آورد، درباره خواستهها و نیازهای هر یک از آنها بحث نماید و طرحی را اجرا کند که همه گروههای درگیر بپذیرند و به این ترتیب به اختلافی که مدتها میان آنها وجود داشت، خاتمه دهد.
مطابق گفته حمیدالله، بررسی پیماننامه مدینه به عنوان سندی تاریخی، تقریباً صد سال پس از رحلت حضرت محمد (ص)با کوشش نخستین مورخان مسلمان؛ یعنی ابن اسحاق، ابوعبید و ابن ابی خیثمه آغاز شد. این تاریخنگاران اصل پیماننامه مدینه را کلمه به کلمه نسخهبرداری کرده و نسخههای صحیح و دقیقی جهت بررسی و تفسیر عالمان امروزی فراهم نمودهاند.7
قاسم احمد (2007) در مقاله خود با عنوان «یادداشتی کوتاه بر پیماننامه مدینه» توضیح میدهد که این پیمان، جامعهای جمعگرا8 ایجاد کرد که وظایف و حقوقی برابر به شهروندان دولت ـ شهر، صرفنظر از پیشینه اجتماعی و مذهبی متفاوت آنها، اعطا میکرد.
بنا به گفته او، این پیماننامه، نشانگر تأسیس نخستین دولت مدرن امروزی در جهان بود به این سبب که نظام شهروندی متحدی را به عنوان مردمی مستقل و متمایز از سایر مردم جهان مطرح نمود. بعدها این پیمان نامه در طول تاریخ اسلام از سوی بسیاری از جوامع، مانند عثمانیان به عنوان نمونهای برای حل اختلاف استفاده شد.9 بنابراین، میتوان آن را آغاز میانجیگری و سنت حل اختلاف دانست که قرنها در جوامع اسلامی وجود داشته است.
این سند انقلابی، پایه و اساس درک سیاسی ما از حکومت مدینه و نخستین قانون اساسی مدون و مکتوب در جهان است.10 به سبب این که پیمان نامه، مسئله برابری در جامعهای کلگرا را مورد خطاب قرار میدهد، اغلب با متون سیاسی دموکراسی های بعدی مقایسه میشود. با این حال، سنت قانونی اسلامی را که پیمان نامه مدینه، معرف آن است نمیتوان به عنوان چکیده اندیشههای اجتماعی غربی تلقی کرد. 11
روش پیماننامه ممکن است از بسیاری جهات، مشابه روشهای نظریههای جدید حل اختلاف مانند براندازی، تمرکز بر روابط و اهداف و کوشش برای تغییر مفهوم قدرت در میان صاحبان قدرت باشد اما پیماننامه مدینه را باید به عنوان یک سند متمایز اسلامی در نظر گرفت نه یک سند ابتدایی غربی.به سبب شباهتهای پیماننامه مدینه و شیوههای کنونی حل اختلاف، در صورتی که تفاوتهای فرهنگی این دو سنت به عنوان علم در نظر گرفته شود، فرضیههای مشترکی ارائه میدهند.
میانجیگری12
میانجیگری و سنتهای حل اختلاف در جوامع اسلامی و غربی وجود دارد. از ابعاد گوناگونی میتوان گفت که هر دو جامعه با توجه به لزوم میانجیگری، تلقیهای مشترکی از آن دارند اما شیوه میانجیگری، به گونهای مشخص بر اساس بافت فرهنگی غالب تعیین میگردد.13 در فرهنگ غربی، اختلاف و کشمکش نتیجه اجتنابناپذیر زندگی اجتماعی تلقی میشود و سنتهای میانجیگری و حل اختلاف، منعکس کننده نگرش فرهنگی به مکتب اصالت فردی کاربردی است.14
رویکرد غربی به مسئله میانجیگری، اغلب بر نقش فردی تأکید میکند. این تأکید از طریق اشاره به وابستگی فرد به روشهای حقوقی حل اختلاف است و وابسته به پروسههای قانونی و شهروندی است که از حقوق فردی دفاع میکند و زیانهای افراد را جبران مینماید.15 از سوی دیگر، رویکرد اسلامی مانند سایر رویکردهای غیر غربی تمایل دارد که بر اصلاح و حفظ روابط اجتماعی تأکید کند و اختلافها را به صورت موضوعی اجتماعی (نه موضوعی فردی) در نظر بگیرد.16
در حل اختلاف از شخص ثالثی دعوت میشود تا دربارة اختلاف، حکمیت یا میانجیگری کند. با این حال، اشخاص ثالث در سنت میانجیگری اسلامی، اغلب نقشی بسیار متفاوت از اشخاص ثالث در سنت غربی ایفا میکنند. درباره پیمان نامه مدینه، میتوان گفت که پذیرش حضرت محمد (ص)به عنوان شخص ثالث از زمینههای حاکم بر جریان اسلامی حل اختلاف است.
میانجیگری، عملی رایج در میان مردم سامی در زمان هجرت بود. یهودیان از روشهای sharah (حکمیت) و bitzuah (میانجیگری) در تلمود، تبعیت میکردند. در میان اعراب نیز معمول بود که اختلافهای خود را به حکمیت بیگانگان واگذار نمایند.17 حمیدالله و دیگران دلایل متعددی را برای علت پذیرش نفوذ حضرت محمد (ص)از سوی قبایل یثرب بیان میکنند.
پیامبر (ص)در مکه به توانایی در میانجیگری شهرت داشت که این امر به سبب کمک او به حل اختلاف در مکه بود. به عنوان نمونه، قبایل متعددی در مکه، پیامبر (ص)را انتخاب کردند تا سنگ بنای مقدس کعبه (حجرالاسود) را در جای خود قرار دهد و بدین وسیله، منازعه تلخ میان این قبایل حل شد. پیامبر (ص)حتی هنگامی که تحت آزار و اذیت مشرکان قرار داشت، فریب پول و اشیای گران بهای مشرکان مکه را نخورده و در اموال آنها خیانت نکرده بود و به حق، مشرکان به او لقب «امین» داده بودند.
میانجیگری در جامعه اولیه اسلامی، بیشتر اوقات میان مشاجره کنندگانی بود که به طور قطع در آینده با هم روبهرو میشدند، این رو به رویی به سبب محل زندگی آنها و یا روابط خویشاوندی بود.18 میانجی میتواند اعمال نفوذ کند و از اعتبار اجتماعی خود استفاده نماید تا طرف سرسخت و لجوج را وادار به پذیرش مصالحه کند،19 میانجیها از قدرت خود استفاده میکنند تا در روابط خویشاوندی، میزان ثروت، قدرت سیاسی، امتیازهای مذهبی و میانجیگریهای موفق گذشته اعمال قدرت نمایند.20
از آن جایی که یثرب بدون رهبر بود و حضرت محمد (ص)هیچگونه رابطهای با قبایل متخاصم یثرب نداشت، بنابراین وی فرصت یافت تا جایگاه میانجی را به خود اختصاص دهد. پیامبر (ص)به هنگام مذاکره و تهیه پیماننامه با رهبران قبایل مشورت کرد و اعتماد اولیه آنها را به دست آورد و تمایل خود را به شنیدن نیازهای همه قبایل نشان داد. مشروعیت او در میانجیگری و جایگاهش به عنوان رهبری محترم و ناظری بیطرف بود؛ زیرا که در سنت میانجیگری اسلامی برخلاف روش میانجیگری غربی، ارزشهایی چون «شرافت»، «شرم و حیا»، «متانت»، «موقعیت اجتماعی» و «عقاید مذهبی» همواره موارد مهم و قابل توجهی بودهاند.21
حضرت محمد (ص)به حل و فصل درگیری به صورت حرفهای توجه نداشت، با این حال عموماً از او درخواست میشد که اختلافهای میان قبایل یثرب را حل و فصل کند. ماهیت عمومی روش حضرت محمد (ص)همان رویکرد اسلامی حل اختلاف است، به عنوان مثال در جوامع اسلامی اختلافها بیشتر میان گروهها دیده میشود تا میان افراد.22این فرض، ماهیت و حیطه حل و فصل اختلافها را معین میکند و توضیح میدهد که پیماننامه مدینه چگونه توانست چنان اقتدار اجتماعی را ایجاد نماید. زمانی که رؤسای قبایل، حاکمیت این پیماننامه را پذیرفتند، تصور شد که اعضای جوان قبایل، صرفنظر از مسائل مذهبی، از رهبران خود پیروی میکنند و بدین وسیله توافقی ماندگار به وجود میآید.
دیدگاه اخیر غربی، حل اختلاف را موضوعی خصوصی میداند و با آن به شکل حرفهای برخورد میکند که میانجیها اقتدار خود را از گمنامی و بیطرفی حرفهای به دست میآورند، نه از طریق تمایلات و شهرت عمومی. از نظر این دیدگاه، میانجیگری «جریانی است که به واسطه آن، افراد دارای اختلاف به کمک فردی کاملاً بیطرف و به روشی نظاممند، موارد اختلاف را کنار میگذارند تا گزینههای دیگری را مطرح کنند و به توافق جامعی برسند که نیازهایشان در آن در نظر گرفته شده باشد».23 مقایسه پیماننامه مدینه با رویکرد غربی حل اختلاف، شباهتها و تفاوتهای خاص را میان روشهای اسلامی و غربی حل اختلاف مشخص میکند.