و قراری لا يقر دون دنوي منك

سلام

چیزهایی پیش اومد که خارج از برنامه بود. انتخاب هایی رو پیش اورد که خیلی سخت و نفس گیر بود. با همه ی ترس هام جنگیدم و جلو اومدم.

و اخرهیچ چیز اونجوری که می خواستم نشد....

الان ، تنها چیزی که قدری آرومم می کنه فکر گذشته است . اینکه من همه ی سعیم رو کردم و اگر همه چیز جور دیگه ای پیش رفته از توان من خارج بوده.

رفتن وظیفه ی من بود اما رسیدن اراده ی یکی دیگه است.

و این درس سنگینی بود که باید دوباره مشق کنم...

 

_ امروز ، زندگیم بی جریان شده . شدم یه خط ایزوالکتریک که گاهی بیت های ناجور می زنه و دوباره صاف می شه... مه عظیمی از غم ذهن و دلم رو پوشونده . انگار هیچ جایی جای آرامش نیست ...

 

اگر تو این سالها حرفی زدم یا چیزی گفتم که کسی رو ناراحت کردم یا دلی را شکوندم ببخشید و حلال کنید. و اگر ممکنه بهم بگید تا جبران کنم .

من هم اگر از کسی دلم شکسته ام، از خدا می خوام که توانایی گذشت و بخشش رو بهم بده .


گاهی خاصيت آزادی رفتن است، گاهی ماندن.

گاهی جنگيدن خصلت روح آزاد ا‌ست، گاهی تسليم.
گاهی آزادی خاصيت عشق است.

عشق هميشه خاصيت آزادی است.


_ میون  همه دل ها ... امان از دل ...


و فدت علی الکریم بغیر زاد

من الحسنات و القلب السلیم

و حمل الزاد اقبح کل شی ء

اذا کان الوفود علی الکریم


گاهی خیال می کنم اگر چنین و چنان می شد چقدر حالم خوب بود

اعلب اوقات اما فکر می کنم آدم هایی مثل من همیشه همین گونه اند که هستند :

همیشه ناراضی اما قانع 

همیشه پر تلاش اما ناراضی

همیشه در طلب ایده ال های دیر ممکن

همیشه متاثر از هر چشم خیس ، هر چشم نگران ، یا خسته ای

همیشه سر شلوغ از داشتن دوست های زیاد ، اما همیشه تنها

همیشه در جستجوی حقیقت ناپیدا 

همیشه در امید روزی که جور دیگری باشد

همیشه پر وسواس از برخورد با ادم ها

همیشه پر از ساده دیدن غریبه ها و سخت دیدن خودی ها

همیشه در آستانه ی اشک ریختن

همیشه پر از دلتنگی 

همیشه ....